<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://salamat82.loxblog.com</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>چه کسی شخصیت سالم دارد؟ + نظریات</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/چه-کسی-شخصیت-سالم-دارد--نظریات</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/چه-کسی-شخصیت-سالم-دارد--نظریات</guid>

<description><![CDATA[
روانشناسان کمال (انسان گراها) با دیدی نو به ماهیت انسان می نگرند. روانشناسان کمال درعین اینکه تاثیر محرکهای بیرون، غریزه ها و کشمکش های دوران کودکی را بر شخصیت انسانی نفی نمیکنند، آدمیان را قربانی دگرگونی ناپذیر این نیروها نمیدانند. آدمی میتواند و می باید در برابر گذشته، طبیعت زیست شناختی و اوضاع و احوال محیط خویش به پا خیزد.&nbsp;
بقیه در ادامه مطلب ....................&nbsp;
&nbsp;
روانشناسان کمال (انسان گراها) با دیدی نو به ماهیت انسان می نگرند. روانشناسان کمال درعین اینکه تاثیر محرکهای بیرون، غریزه ها و کشمکش های دوران کودکی را بر شخصیت انسانی نفی نمیکنند، آدمیان را قربانی دگرگونی ناپذیر این نیروها نمیدانند. آدمی میتواند و می باید در برابر گذشته، طبیعت زیست شناختی و اوضاع و احوال محیط خویش به پا خیزد.&nbsp;تصویری که روانشناسان کمال از طبیعت انسان به دست میدهند خوش بینانه و امید بخش است. شادابي ،نشاط ، لذت بردن از زندگي و هدفمندي مستلزم داشتن شخصيت سالم است . ازطريق آشنايي با معيارهاي سلامت رواني و تطابق آن باويژگي هاي شخصي ،تعامل با ديگران و محيط پيراموني اندكي مي توانيم عوامل آسيب زا به شخصيت سالم را شناسايي و با اصلاح آنها ، در كسب شخصيت سالم تلاش كنيم .&nbsp;سلامت رواني و جسماني خواست همه انسانهاست و همه در تلاشيم شخصيت هاي سالمي در زندگي براي برقراري مناسبات سالم انساني پيدا كنيم .اما آيا تا كنون انديشيده ايد كه چه فردي ازشخصيت سالم بهره مند است .&nbsp;

تصویری از یک شخصیت سالم&nbsp;شخصیت سالم را نباید در رمان ها جستجو کرد. شخصیت سالم به سادگی با شرایط روزگار سازگار است و توانایی عجیبی در پذیرفتن و لذت بردن از همه چیز را دارد.&nbsp;او در زمان حال زندگی می کند، مانند کودکان و جانوران. از گذشته عبرت می گیرد و به فکر آینده است ولی نگران آن نیست.&nbsp;او برای خود ارزش قایل است، برای همین گهگاه نیاز به خلوت و تنهایی دارد. گاهی برای مردم عادی مشکل است که او را دوست بدارند چون در برابر آزادی عمل در زندگی اش بسیار سرسخت و مصر است.&nbsp;او هرگز به دنبال تایید یا تحسین دیگران نیست، هر چند تاثیر مثبت تشویق را می داند.او در برابر تفاوت های ظاهری انسان ها نابینا است. او فردی مریض احوال نیست. اگر بیمار می شود این توانایی را دارد که تسلیم بسیاری از بیماری ها نشود.او به دنبال شایعه پراکنی و یاوه گویی نیست، چون اصولا وقتی برای آن ها ندارد.&nbsp;او خلاق و سرشار از انرژی است.&nbsp;او برای ارضای تمایلات درونی خود تلاش می کند. پس پند و اندرزهای نامطلوب دیگران او را دچار تردید نمی کند.&nbsp;او ساده، صادق و بی ریاست.او در پی شادمانی نیست، بلکه به راستی زندگی می کند و شادمانی پاداش اوست. شما هم می توانید شخصیتی سالم داشته باشید. تنها کافی است که تصمیم بگیرید چنین باشید.&nbsp;&nbsp;گوردن آلپورت يكي از نخستين روان شناسي بود كه توجه خود را به شخصيت سالم معطوف داشت . از نظر وي افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل مي كنند ،از قيد و بندهاي گذشته آزادند و از نيروهايي كه آنها را هدايت مي كنند كاملا آگاهند و مي توانند برآنها چيره شوند .&nbsp;راهنماي اشخاص بالغ ، زمان حال ،&zwnj;هدفها و انتظارهايي است كه از آينده دارند .جنبه بنيادي شخصيت آدمي را مقاصد سنجيده و آگاهانه (اميدها و آرزوهاي او ) تشكيل مي دهد . اين هدفها ، انگيزه شخصيت سالم قرار مي گيرد و بهترين راهنما براي فهم رفتار كنوني انسان هستند . وجود آدمي برداشتن هدفهاي دراز مدت استوار است و انسان را از حيوان ، كودك را از سالمند ،در اكثر موارد ،&zwnj;شخصيت سالم را از بيمار متمايز مي كند .&nbsp;● الگوی آلپورت (انسان بالغ)آلپورت نسبت به طبیعت انسان خوش بین تر از فروید (که تمامی انسان ها را زندانی تجربه های دوران کودکی می دانست) بود.به عقیده ی آلپورت، نیروهای ناآگاه، نیروهایی که نه میتوان آنها را دید و نه بر آنها تاثیر گذاشت، اشخاص بالغ سالم را هدایت و اداره نمی کنند.به نظر آلپورت نیروهای ناآگاه فقط میتوانند در رفتار روان نژندها تاثیر بگذارند. شخصیت های سالم از قید و اجبارهای گذشته آزادند و روان نژندها اسیر تجربه های کودکی خویش.از نظر آلپورت ،&zwnj;انسانهاي سالم نياز مداومي به تنوع ،&zwnj;احساس و درگيري تازه دارند .كارهاي روزمره و عادي را كنار مي گذارند و درجست و جوي تجربه هاي تازه هستند . ماجراجو هستند ،&zwnj;خطر مي كنند و چيزهاي تازه كشف مي نمايند . همه اين فعاليتها ايجاد تنش مي كند و در هر صورت تنها از راه تجربه ها و خطرهاي تنش زاست كه بشر مي تواند ببالد .نگاه شخص سالم به آينده او را پيش ميراند و اين نگرش با هدفهاي خاص خود شخصيت را يگانه مي سازد و سبب افزايش ميزان تنش او مي شود . از ديدگاه آلپورت ، گسترش مفهوم خود ،ارتباط صميمانه خود با ديگران ، امنيت عاطفي ، ادارك واقع بينانه ، مهارتها و وظايف ، عيينيت بخشيدن به خود و فلسفه يگانه سازندگي هفت معيار شخصيت سالم است .انگیزش شخصیت سالمانگیزه های شخص سالم گسترش یا تکمیل انگیزه های کودکی نیست و اساسا" مستقل از دوران کودکی است. نیروهای انگیزشی که در گذشته ریشه دارند، ما را پیش نمی رانند، بلکه هدف ها و برنامه هایی که برای آینده داریم ما را به جلو می رانند.داشتن هدفهای درازمدت، کانون وجود آدمی را تشکیل می دهند. انگیزش همه ی اشخاص سالم همانند است. نگاه شخص سالم به آینده او را پیش می راند.(آلپورت می گوید: رستگاری تنها از آن کسی است که پیوسته در پی هدفهایی باشد که سرانجام به طور کامل به آن دست نمی یابد.)در پرورش شخصیت سالم نقش مادر اهمیت بسزایی دارد، چنانچه مادر محبت و احساس امنیت لازم و کافی را از کودک شیرخوار دریغ دارد، کودک نامطمئن، پرخاشگر، پرتوقع، حسود و خودمدار میشود و کمال روانیش به حداقل میرسد.● ویژگی های عمده ی شخصیت های سالمدر راه رسیدن به هدف نهایی خویش، هر بار که به رویا یا هدفی دست می یابند، فعالانه به جستجوی انگیزه ها و هدف های نوین می پردازند.شخصیت سالم متوجه دیگران است و به هیچ وجه خود مدار نیست، شخصی منزوی، کناره گیر و تماشاگر فعل پذیر زندگی نیست، بلکه با سرزندگی و با همه ی وجود مجذوب زندگی می شود.&nbsp;▪ الگوی اریک فروم (انسان بارور)در نظام فکری فروم، نیروهای اجتماعی که در دوران کودکی بر فرد اثر میگذارند و همچنین عوامل تاریخی که در تحول نوع بشر اثر میکنند، شخصیت انسان را شکل می بخشند.فرهنگ هر چه باشد افراد همان خواهند بود. شخصیت خواه سالم و خواه ناسالم، بستگی به فرهنگ دارد. فرهنگ است که مانع یا حامی رشد و کمال مثبت انسان است.&nbsp;● نگرش فروم به شخصیتازسوي ديگر اريك فروم معتقد است كه به سبب اهميت نيروهاي اجتماعي و فرهنگي براي درك يكايك اعضاي جامعه ،بايد ساختار آن جامعه درگذشته و حال تجزيه و تحليل گردد . بنابراين شناسايي ماهيت جامعه كليد درك شخصيت متغير انسان است . شخصيت ،خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگي دارد . فرهنگ مانع يا حامي رشد و تكامل مثبت انسان است .&nbsp;فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ میداند. درنتیجه، به اعتقاد وی، سلامت روان بسته به این است که جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد جامعه را بر می آورد، نه این که فرد تا چه اندازه خودش را با جامعه سازگار میکند. در نتیجه، سلامت روان بیش از آنکه امری فردی باشد، مسئله ای اجتماعی است.به نظر فروم، ما مخلوقاتی یکتا و تنها هستیم. در نتیجه ی تکامل و جدایی از حیوانات پست تر، دیگر با طبیعت یکی نیستیم. مهم ترین تفاوت میان انسان و حیوانات پست تر، در توانایی آگاهی از خود و منطق و تخیل نهفته است. عقل و تخیل ما، هم مصیبت است و هم موهبت.این دانش و آگاهی درعین حال که به معنای آزادی عظیم تری است که حیوانات ندارند، به معنای بیگانگی از طبیعت نیز هست. انسان بی خانمان است و هرچه درطول قرنها، آزادی بیشتری بدست آورده، احساس ناامنی بیشتری در او پرورش یافته است.مشکل اصلی همه ی ما یافتن راه حلی برای دوگانگی هستیمان و یافتن شکلهای تازه ای برای پیوند با طبیعت، با دیگران و با خودمان است. تمام هستی بشر با این انتخاب گریزناپذیر میان رجعت و پیشرفت، برگشت به زندگی حیوانی یا رسیدن به مرحله ی زندگی انسانی مشخص است. در نتيجه ، سلامت روان بيش از آنكه امري فردي باشد . مساله اي اجتماعي است .&nbsp;جامعه ناسالم در بين اعضاي خود دشمني بدگماني بي اعتمادي ميآفريند و مانع از رشد كامل آنها مي گردد . درمقابل جامعه سالم به اعضاي خود امكان مي دهد به يكديگر عشق بورزند ،بارور، كارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عينيت خود را بارورو نيرومند سازند . به نظر وي در جامعه اي که گرسنگي و بي قانوني حاکم باشدهمه رفتارهاي طبيعي و انساني به فراموشي سپرده ميشود و جامه بيمار مردم بيمار ميپرورد.&nbsp;● انگیزش شخصیت انسانانسان در برآوردن نیازهای اصلی جسمانی انعطاف بیشتری از خود نشان میدهد. این نیازها در اصل میان انسان و حیوانات پست تر مشترکند و ضمنا" تاثیر چندانی بر شخصیت آدمی نمی گذارند.موثرترین عامل در شخصیت انسان، نیازهای روانی است.حیوانات پست تر این نیاز را ندارند. انگیزه ی انسان، خواه سالم و خواه ناسالم، نیازهای روانی اوست و تفاوت میان آنها در طریقه ی ارضای این نیازهاست. اشخاص سالم نیازهای روانی شان را از راه های زایا، بارور و خلاق ارضا میکنند و اشخاص ناسالم آنها را از راه های نامعقول بر آورده میسازند.&nbsp;▪ نیازهای ناشی از دوگانگی میان آزادی و ایمنی:۱) وابستگی:انسانها به گسستگی وابستگی های نخستین شان از طبیعت و از یکدیگر آگاهند. میدانیم که یکایک ما جدا و تنها و ناتوانیم، درنتیجه باید در جستجوی وابستگی های نوینی با سایر انسانها باشیم.به اعتقاد فروم، ارضای نیاز وابستگی یا یگانکی با دیگران، برای سلامت روان، حیاتی است.۲) استعلا:برای انسان که با داشتن قوه ی منطق و تخیل، نمیتواند حالت فعل پذیر حیوانی را بپذیرد، آفرینندگی مطلوبترین و سالم ترین شیوه ی استعلا است. آفریدن یا ویران کردن، عشق یا نفرت، تنها گزینشی است که انسان در اختیار دارد. برای رسیدن به استعلا راه دیگری نیست. به هرصورت، آفرینندگی استعداد بالقوه ی اولیه ی بشر است و به سلامت روان می انجامد. میل به ویرانگری تنها سبب رنج ویران شده و ویرانگر است.۳) ریشه داشتن:جوهر وضعیت بشر (تنهایی و ناچیزی) از گسستن بستگی های نخستین ناشی می شود. بدون این ریشه ها انسان احساس درماندگی میکند. باید ریشه های تازه ای جایگزین بستگی های پیشین با طبیعت کرد. مطلوب ترین راه ایجاد حس برادری نسبت به همنوعان است.۴) حس هویت:انسانها به عنوان افرادی یکتا، به حس هویت نیاز دارند. انسانهایی که از حس فردیت تکامل یافته ای برخوردار باشند احساس میکنند زندگی شان زیر فرمان خودشان است و دیگران بدان شکل نمی بخشند.۵) موازین جهت گیری:هر فردی برای فهمیدن رویدادها و تجربه ها باید تصویر هم سازی از جهان داشته باشد. کمال مطلوب آن است که موازین جهت گیری متکی بر عقل باشد زیرا فقط از طریق عقل میتوان تصویری واقع گرایانه و عینی از جهان داشت.&nbsp;● ماهیت شخصیت سالمچنین انسانی عمیقا" عشق می ورزد، آفریننده است، قوه ی تعقلش را کاملا" پرورانده است، جهان و خود را به طور عینی ادراک میکند، حس هویت پایداری دارد، با جهان در پیوند است و درآن ریشه دارد، حاکم و عامل خود و سرنوشت خویش است.نکته ی قابل توجه این که فروم می گوید که همه ی مردم زندانی جامعه ای که در آن پرورش یافته اند نیستند و غلبه بر تاثیرهای فرهنگ ممکن است. جز این اگر بود در جامعه ی ما که هنوز به غایت مطلوب نرسیده است، امیدی برای دست یافتن به سلامت روان نمی ماند، حال آنکه میدانیم کسانی هستند که به سلامت روان دست می یابند، از این رو با این که قطعا"متاثر از فرهنگ خویشیم اما محکوم چاره ناپذیر آن نیستیم.&nbsp;الگوی مزلو (انسان خواستار تحقق خود)به اعتقاد مزلو همه ی انسانها با نیازهای شبه غریزی به دنیا می آیند. مزلو تاکید میکرد که هرچند تجربه های تاسف انگیز دوران کودکی میتواند بر شخص تاثیر بگذارد، اما آدمی قربانی درمان ناپذیر این تجربه ها نیست، میتوان دگرگون شد، کمال یافت و به سطوح عالی سلامت روان دست یافت. از نظر مزلو نيز كه يك روانشناس انسانگر است .شخص سالم در حال خودشكوفايي يا تحقيق ذات است ،شخصي است كه شايستگي بودن و شدن را داراست .&nbsp;● انگیزش شخصیت سالمانگیزه ی آدمی نیازهایی مشترک و فطری است که در سلسله مراتبی از نیرومندترین نیاز تا ضعیف ترین نیاز، قرار میگیرد.&nbsp;شرط اولیه ی دست یافتن به تحقق خود ارضای چهار نیازی است که در سطوح پایین تر این سلسله مراتب قرار گرفته اند و عبارتند از:۱) نیازهای جسمانی یا فیزیولوژیک:ارضائشان برای بقا اساسی است از این رو نیرومندترین نیازها هستند.۲) نیازهای ایمنی:همه ی ما تا اندازه ای نیاز داریم که امور جریانی عادی و قابل پیش بینی داشته باشند.تحمل عدم اطمینان دشوار است. در نتیجه می کوشیم تا سر حد توانایی به امنیت، حمایت و نظم دست یابیم.۳) نیاز های محبت و احساس تعلق:به اعتقاد مزلو ارضای این نیازها در دنیای نوین، به علت تحرک ما به طرز فزاینده ای دشوار شده است، زیرا ما آنقدر در یک جا باقی نمی مانیم تا حس تعلقی در ما ریشه بدواند.۴) نیاز به احترام:مزلو میان دو نوع نیاز به احترام فرق گذاشته است. این دو عبارتند از: احترامی که دیگران می گذارند و احترامی که خود به خود می گذاریم. احترامی که دیگران می گذارند مقدم است، زیرا ظاهرا" دشوار بتوان درباره ی خود به نیکی اندیشید، مگر آنکه اطمینان حاصل کرد که دیگران درباره ی ما نیک می اندیشند. برای دستیابی به احترام به خود راستین، باید خود را خوب بشناسیم و بتوانیم فضایل و نقاط ضعف مان رابه طور عینی تشخیص دهیم.اگر همه ی این نیازها را بر آوردیم، آنگاه به سوی عالی ترین نیاز یعنی نیاز به تحقق خود رو می آوریم. اگر در تلاش برای ارضای نیاز تحقق خود شکست بخوریم، احساس ناکامی و بیقراری و نا خشنودی میکنیم. دراینصورت با خودمان در صلح و آشتی نخواهیم بود و از لحاظ روانی سالم به حساب نخواهیم آمد. migna.irروان نژندها در تکاپوی ارضای نیازهای پایین تر هستند.به عکس افراد کاملا" سالم (خواستاران تحقق خود) روی به نیازهای عالی تر دارند، یعنی خواستار محقق ساختن استعدادهای بالقوه ی خود و شناختن و فهمیدن دنیای پیرامونشان هستند.هر چند تحقق خود نیازی شبه غریزی است، بستگی زیادی به تجربه های دوران کودکی دارد که رشد و پرورش بعدی را آسان کند یا باز دارد. به اعتقاد مزلو، تحکم به کودک و تسلط شدید بر او، همانند آزاد گذاشتن و تساهل مفرط زیان آور است. موثرترین روش تربیت و پرورش کودک ((آزادی محدود))migna.ir است، یعنی تلفیق درست تسلط داشتن و آزادی دادن.&nbsp;● ویژگی های خواستاران تحقق خود۱) ادراک صحیح واقعیت:جهان را آنگونه که می خواهند یا نیاز دارند که باشد نمی نگرند، بلکه همان گونه که هست می بینند. شخصیت های ناسالم جهان را با قالب ذهنی خویش ادراک می کنند و می خواهند به زور آن را به شکل ترس ها، نیازها و ارزش های خود درآورند.مزلو می نویسد: روان نژند از لحاظ عاطفی بیمار نیست بلکه شیوه ی شناخت او نادرست است.۲) پذیرش کلی طبیعت، دیگران و خویشتن:نقاط ضعف و قوت خویش را بدون شکوه و نگرانی می پذیرند و از این رو خود را در پس نقاب ها و نقش های اجتماعی پنهان نمی کنند.۳) خود انگیختگی، سادگی و طبیعی بودن:در همه ی جنبه های زندگی، به شیوه ای بی تعصب، مستقیم و بدون تظاهر رفتار می کنند.۴) توجه به مسائل بیرون از خویشتن:به کارشان عشق می ورزند و کار را برای طبیعت خود مناسب می یابند. شخصیت های سالم بسیار شدیدتر از کسانی که از سلامت روان متوسطی برخوردارند، کار میکنند.۵) نیاز به خلوت و استقلال:نیاز شدیدی به خلوت گزینی و تنهایی دارند با آنکه از تماس با دیگران پرهیز نمی کنند، ظاهرا" به دیگران نیازی ندارند. روان نژند ها معمولا" برای یافتن رضایتی که خود نمی توانند ایجاد کنند، از لحاظ عاطفی به دیگران عمیقا" وابسته اند.۶) کنش مستقل:خود کفا هستند و استقلال شدیدشان، آنها را در برابر بحران ها و محرومیت ها مقاوم و آسیب ناپذیر می سازد.۷) تازگی مداوم تجربه های زندگی:تجربه های خاص را بدون توجه به اینکه تکرار شده باشند یا نه، با احساس لذت، احترام و شگفتی می ستایند و از تجربه های زندگی سیر و خسته نمی شوند.۸) تجربه های عارفانه یا تجربه های اوج:گاه وجد و سرور و حیرتی عمیق و چیره گر نظیر تجربه های ژرف دینی را تجربه می کنند.۹) نوع دوستی:نسبت به همه ی انسان ها عمیقا" احساس محبت و همدلی دارند و در عین حال آماده ی کمک به بشریت اند.۱۰) روابط متقابل با دیگران:میتوانند با دیگران روابط محکم تری داشته باشند.۱۱) ساختار خوی مردم گرا:در برابر همه ی مردم، صرف نظر از طبقه ی اجتماعی، سطح تحصیلات، وابستگی سیاسی یا دینی و نژاد و رنگ آنها، بردبار و شکیبایند.۱۲) تمایز میان وسیله و هدف، خیر و شر:برایشان هدف ها و مقاصد مهم تر از وسایل دست یابی آنهاست و میتوانند خیر و شر و درست و نادرست را از هم تمیز دهند.۱۳) حس طنز مهربانانه:طنز این افراد فیلسوفانه است و به کل انسان ها برمی گردد. نه به یک فرد خاص، غالبا" آموزنده است و علاوه بر خنداندن نکته ای در آن هست.۱۴) آفرینندگی۱۵) مقاومت در مقابل فرهنگ پذیری:خود کفا و مستقلند و به خوبی میتوانند برای تفکر و عمل به شیوه هایی معین، دربرابر فشارهای اجتماعی مقاومت کنند.ـ نکته:&nbsp;مزلو دریافت که خواستاران تحقق خود در مواقعی میتوانند همانند سایر افرادی که از سلامت روان کمتری برخوردارند، نادان، بی فکر، خشم انگیز، خودپسند، بی رحم و بد خلق باشند. درک درست ازواقعيت ،ذهن بازداشتن به تجربه ها ،&zwnj;افكار ، اطلاعات جديد ،وحدت شخصيت هويت راسخ ، خود را مي شناسد و برآن اساس رفتار مي كند ،توانايي گسترش روابط صيميانه ،خلاقيت و برخورداري از رفتار اخلاقي مبتني بر اصول معنوي را ويژگي هاي شخصيت سالم مي داند و معقتد است افرادي كه خواستار خود شكوفايي هستند به نوبه خود نيازهاي سطوح پايين تر شان (يعني نيازهاي جسماني ،&zwnj;ايمني ، تعلق ،&zwnj;محبت و احترام ) را برآورده سازند آنان دچار بيمارهاي رواني نيستند ،آنان الگوهاي بلوغ ، پختگي و سلامتي هستند و با حداكثر استفاده از همه قابليتها تواناييهايشان خويشتن را فعليت و تحقق مي بخشند . ميدانند چسيتند ،كيسيتند و كجا مي روند . به اعتقاد وي جوانان نمي توانند كاملا خواستار تحقق خود باشند ،آنان احساس هويت نيرومند و استقلال ندارند ، به رابطه عاشقانه پايدار نرسيده اند ، اما مي توانند به سوي تحقق خود پيش بروند و از خود ويژگيهاي نشان دهند كه حاكي از توجه به بلوغ و سلامت روان باشد .به اعتقاد مزلو ويژگي ديگرافراد خود شكوفا ،&zwnj;ادراك صحيح از واقعيت عيني شناخت عيني از موضوعهاو اشخاص پيرامون خود به همانگونه كه وجود دارد و تشخيص رياكاري و نادرستي است&nbsp;ازسوي ديگر روان شناسان شناخت گرا ، براين باورند كه شخص سالم ،&zwnj;رويدادهاي محيط را با استفاده از روشهايي تعبير و تفسير مي كند كه به احساس خوب (يا اميد ) مي انجامند و او را قادر مي سازند به اينكه براي حل مسائل زندگي خود مهارتهاي خاصي را بكار برد .&nbsp;وين و داير با پيش كشيدن بحثي تحت عنوان تصوير اشخاصي كه نقاط ضعف شخصيت خويش را از بين برده اند . معتقد است كه اين اشخاص همه چيز زندگي را دوست دارند ،&zwnj;ازانجام هيچ كاري ناراحت نميشوند .اوقات خود را با شكوه و شكايت ، يا اين آرزو كه اوضاع طورديگري باشد ،&zwnj;تلف نمي كنند . نسبت به امور زندگي احساس شور و هيجان دارند .خواست و توقعشان از زندگي تاحدي است كه دستيابي به آ&zwnj;ن برايشا ن امكان داشته باشد . وقتي افراد ديگري نزديك چنين افرادي هستند ،&zwnj;در وجود آنان هيچگونه ناله و شكايت يا حتي آههاي افسوس بار نمي بينند . در مهماني ها يا درتنهايي ، به سادگي به آنچه كه در اطرافشان قراردارد خود را سرگرم ميكنند . تظاهر به لذت بردن نمي كنند . بلكه هر آنچه را كه هست بطور خردمندانه ميپذيرند و توانايي شگفت انگيز در لذت بردن ازواقعيات دارند . اگر لازم باشد كه اوضاع و شرايطي عوض شود . سعي در تغيير آن مي كنند و از اين تلاش و كوشش لذت مي برند . به راستي دوستدار زندگي هستند و تا حد امكان ازآن بهره ميگيرند .&nbsp;▪ الگوی راجرز (انسان با کنش کامل)تاکید راجرز بیشتر بر الگوهای کنونی است نه آنچه در گذشته پیش آمده است.&nbsp;نگرش كارل راحرز به الگوي شخصيت سالم ،تصوير خوش بينانه اي از طبيعت انسان عرضه مي كند كه مضمون عمده آن اين ست كه شخص بايد فقط بر تجربه اي كه خود از جهان دارد متكي باشد چرا كه اين تجربه تنها واقعيتي است كه هر فرد مي تواند بشناسد .به اعتقاد وي ، ادراك آگاهانه از خويشتن و دنياي پيرامون است كه شخص راهدايت مي كند ، نه نيروي ناآگاهي كه در اختيار و به فرمان او نيست . تجربه هوشيار و آگاهانه زيربناي عاطفي انسان رامي سازند و شخصيت سالم ،اهميت زمان حال و چگونگي ادراك آن ،بيش از گذشته است . البته نبايد منكر تاثير رويدادهاي گذشته برشيوه نگرش كنوني شد زيرا رويدادها در ميزان سلامت رواني انسانها موثر واقع مي شود ، اما تاكيد عمده بر رويدادهاي كنوني است نه آنچه در كذشته پيش آمده است .&nbsp;راجرز براي شخصيت سالم ازخود پنداري مثبت و سالم سخن به ميان مي آورد و پذيرش احساسات ،عزت نفس ،ارتباط خوب با ديگران ، زندگي كامل در زمان حال ،&zwnj;ادامه يادگيري چگونه آموختن ،ذهن بازداشتن به افكار خود ، توانايي تصميم گيري مستقل وخلاقيت را از خصايص شخص سالم برمي شمارد .&nbsp;● انگیزش شخصیت سالمراجرز در نظام شخصیت به یک انگیزش (یا یک نیاز اساسی) که همان صیانت، فعلیت و اعتلای تمامی جنبه های شخصیت است، معتقد است.راجرز در سطح زیست شناختی، میان انسان سالم و ناسالم تمایز نمی گذارد. ظاهرا" میزان یا آهنگ فعلیت بخشیدن زیست شناختی را نشانه ی سلامت یا بیماری عاطفی نمی داند. زمانی این تفاوت ها آشکار می شوند که جنبه های روانی فعلیت بخشیدن را درنظر بگیریم.از دیدگاه راجرز مهم ترین هدف زندگی انسان تحقق خود (خود را از قوه به فعل رساندن) است. و در انسان سالمی که به تحقق خود می پردازد، الگوی منسجمی پدیدار میگردد. حال آنکه وضع کسی که دچار اختلال عاطفی است، چنین نیست.شیوه های خاصی که سبب تکامل و سلامت خود میگردد، بستگی به میزان محبتی دارد که کودک شیرخوار دریافت میکند. تکامل خود کودک به شدت تحت تاثیر مادر است، اگر مادر به کودک توجه مثبت نشان ندهد، کودک در برابر هر نشانه ی طرد، حساس میشود و بزودی به انتخاب رفتارهایی میپردازد که واکنش آن را بپسندند. دراینصورت، کودک برای هدایت رفتارش به جای خود، به دیگران مینگرد.نخستین شرط پیدایش شخصیت سالم، دریافت توجه مثبت نامشروط (یا غیر شرطی) در دوره ی شیرخوارگی است. شخصیت سالم زمانی ایجاد میشود که مادر بدون توجه به چگونگی رفتار کودک به او عشق و محبت نشان دهد.معنای توجه مثبت نامشروط این نیست که کودک آزاد است هرچه دلش میخواهد انجام دهد و بازداشتن و اندرز دادن در کار نباشد.به اعتقاد راجرز مادر می تواند رفتارهای خاصی را مورد تائید قرار ندهد، بدون آنکه برای دریافت عشق و محبت قید و شرطی بگذارد. در این حالت، فضایی پیدا می شود که کودک ناپسند بودن بعضی از رفتارها را می پذیرد، بدون آنکه وادار شود از انجام دادن آنها احساس حقارت و گناه کند.(کودکانی که با احساس توجه مثبت نامشروط پرورش می یابند، درهر شرایطی خود را ارزشمند میدانند.)هرگاه شخص در روند تحقق خود قرار گرفت، میتواند بسوی هدف نهایی، یعنی بسوی انسانی با کنش کامل پیش رود.&nbsp;● ۵ ویژگی انسان با کنش کامل۱) آمادگی برای کسب تجربه۲) زندگی هستی دارکه فرد در هر لحظه ی هستی زندگی همه جانبه دارد و هر تجربه برای او چنان تازه است که گویی پیش از آن هرگز وجود نداشته. این خصیصه اساسی ترین جنبه ی شخصیت سالم است.۳) اعتماد به ارگانیسم خوداشخاص سالم همانطور که به خود اعتماد میکنند. به تصمیمات خویش نیز اعتماد دارند.۴) احساس آزادیهر چه انسان از سلامت روان بیشتری برخوردار باشد، آزادی عمل و انتخاب بیشتری را احساس و تجربه می کند.۵) خلاقیت&nbsp;معيارهاي سلامت روانيبراساس نظر كارشناسان سازمان جهاني بهداشت ،&zwnj;سلامتي نه فقط به فقدان بيماري و نقص عضو بلكه به حالت رفاه كامل جسمي ، رواني و اجتماعي اطلاق مي شود بنابراين تعريف ، سلامت رواني به عنوان يكي از معيارهاي تعيين كننده سلامت عمومي شناخته ميشود . فردي كه از سلامت رواني برخوردار است ،ضمن احساس راحتي و آسايش قادر است در اجتماع به راحتي و بدون اشكال به فعاليت بپردازد و ويژگي هاي شخصي وي در آن اجتماع ،&zwnj;موجب خشنودي و رضايت است .سلامت رواني و بدني لازم و ملزومند . متخصصان علوم تغذيه و پژوهشگران تناسب فيزيكي ،بين سلامت روان و بدن با كيفيت تغذيه و ميزان تحريك جسمي ،&zwnj;ارتباط معناداري يافته اند . مطالعات زيستي ـ شيميايي مغز انسان نشان مي دهد كه سلامت روان و ذهن ،احتمالا به منظم و متعادل بودن فعاليتهاي الكتروشيميايي سلولهاي مغز ي و دستگاههاي عصبي بستگي دارد .به سختي مي توان كسي را يافت كه متعادل منطقي و آگاه به اعمال خود باشد هر فرد در دوره هايي از ندگي خود داراي ويژگيهايي از قبيل شيدايي ، افسردگي ،اجتماعي بودن ،بيگانگي ،&zwnj;جست و خيز و انفعالي بودن است ،بنابراين به شكلي رفتارهاي غيرم نطقي را تجربه مي كند . تفاوت رفتارهاي عادي و غير عادي يك امر رتبه اي و درجه بندي شده است .برخي از مردم بيش از ديگران غير منطقي هستند . و بعضي ديگر چنان غير منظقي هستند كه در زمينه سازگار شدن با زندگي به كمك نياز دارند .&nbsp;&nbsp; ▪ الگوی یونگ (انسان فردیت یافته)یونگ بیش از هر نظریه دان دیگری بر ناهشیاری تاکید کرد.به اعتقاد یونگ، بیشتر بدبختی و یاس بشر و احساس پوچی، بی هدفی و بی معنایی، از نداشتن ارتباط با بنیادهای ناهشیار شخصیت است. به اعتقاد او علت اصلی این ارتباط از دست رفته، اعتقاد بیش از پیش ما به علم و عقل به عنوان راهنماهای زندگی است. روان نژندی همگانی عصر ما پیامد مستقیم نداشتن ارتباط معنوی با گذشته ی ماست و تنها یک چاره دارد: تجدید ارتباط با نیروهای ناهشیار شخصیت مان. ((سلامت روان را مسیر و هدایت هشیارانه ی ناهشیارانه می داند.))عوالم هشیار و ناهشیار باید یکپارچه شوند و به هر دوی آنها امکان رشد و پرورش آزادانه داده شود. فرایندی که موجب یکپارچگی شخصیت انسان میشود فردیت یافتن یا تحقق خود است.&nbsp;▪ مفاهیم کهن ((تجربه های مشترک انسان ها))۱) صورتک، نقاب یا پرسونا:هدف شخصیت سالم صورتک زدایی و ایجاد امکان رشد برای سایر جنبه های شخصیت است. البته همه ی نقش بازی کردنها فریب است، منتها تفاوت میان اشخاص سالم و نا سالم این است که اشخاص ناسالم خود را نیز همراه دیگران می فریبند، اشخاص سالم میدانند چه وقتی نقش بازی میکنند و در همان حال طبیعت راستین خویش را می شناسند.۲) همزاد (آنیما و آنیموس):همه ی ما خصایص زیست شناسی و روانی جنس مخالف را نیز داریم. مرد باید ویژگی های زنانه ی خود نظیر ملایمت و زن خصایص مردانه ی خود چون پرخاشگری را همراه با خصوصیات جنس خود بروز دهد. تا شخص هر دو وجه خود را بیان نکند، نمیتواند به شخصیت سالم دست یابد.به نظر یونگ، تنها خصیصه ای که سلامت روان را تحلیل می برد، عقیم گذاردن رشد و پرورش و بیان کامل همه ی جنبه های شخصیت انسان است. migna.ir۳) سایه:غرایز ابتدایی حیوانی ما را دربر گرفته و اگر بخواهیم با دیگران به طور هماهنگ کنار بیاییم باید آنرا رام کنیم. البته سایه فقط منشا غرایز حیوانی نیست بلکه سرچشمه ی خود انگیختگی، آفرینندگی، بصیرت، عواطف ژرف و همه ی خصایص لازم برای انسان کامل شدن نیز هست. زمانی که سایه کاملا" کوفته شود شخصیت انسان بی روح و خالی از زندگی و خود غریزی گذشته میشود. زمانی که ((من)) قادر به تعدیل و تنظیم نیروهای سایه باشد و به هر دو جنبه ی آن مجال بیان برابر بدهد، شخص سرزنده، نیرومند و پرشور خواهد بود.۴) خود:مهم ترین مفهوم کهن، خود است.یونگ خود را هدف نهایی زندگی میداند. خود نمایانگر تلاش به سوی یگانگی، تمامیت و یکپارچگی همه ی جنبه های شخصیت است. زمانی که خود پرورش یافت، شخص با خویشتن و جهان احساس هماهنگی میکند. خود پرورش نیافته یا اندک پرورش یافته، شخصیت را غریب میکند و روان را از حصول سلامت کامل بازمیدارد. یکی از شرایط تحقق خود، تحصیل شناخت عینی درباره ی خود است.یونگ می نویسد: تا نخست ماهیت خود را به طور کامل نشناسیم، فعلیت خود امکان پذیر نیست.&nbsp;● رشد شخصیتیونگ نخستین نظریه دانی بود که به تکامل شخصیت در سراسر زندگی انسان اعتقاد داشت و این که زندانی تجربه های نخستین زندگی نیستیم.یونگ برای تکامل شخصیت انسان چهار مرحله قایل است:۱) کودکی:شخصیت کودک جز بازتابی از شخصیت پدر و مادر نیست، بنابراین آنها درتشکیل شخصیت نقش دارند و میتوانند با رفتار خود با کودک، پرورش کامل شخصیت را باز دارند.۲) نوجوانی و جوانی:یونگ دوران بلوغ را ((تولد روانی)) فرد می خواند.۳) میان سالی:افسردگی و دگرگونی های بنیادی در شخصیت به بار می آورد. چنین دگرگونیهای شدیدی در شخصیت آدمی و در این مرحله ی زندگی گریزناپذیر و مشترک است. یونگ یادآوری میکند که کانون توجه نیمه ی اول زندگی، جهان برون است، اما نیمه ی دوم زندگی باید وقف جهان درونی ذهنی شود. و علایق شخص باید از امور جسمانی و مادی متوجه امور دینی و فلسفی و شهودی گردد.۴) کهولت:آخرین مرحله ی کمال شخصیت است که هم در این دوره و هم در دوره ی کودکی ناهشیار چیره است. دراین مرحله باید به گونه ای گریزناپذیر مرگ را فی نفسه هدفی پنداشت که میتوان در راهش تلاش کرد و سلامت روان ما بدان بسته است.&nbsp;▪ انسان فردیت یافتهنخستین شرط فردیت یافتن، آگاهی از آن جنبه های نفس است که مورد غفلت قرار گرفته. دومین جنبه ی فردیت یافتن مستلزم فداکردن هدفهای مادی دوران جوانی است. لازمه ی دگرگونی دیگر شخصیت، برافتادن و ناپدید شدن صورتک است. باید از همه ی نیروهای سایه، چه ویرانگر و چه سازنده، آگاه شویم. در نیمه ی نخست زندگی، به یاری صورتک، چهره ی تاریک خویشتن را پنهان کردیم، می خواستیم دیگران فقط سیمای نیکوی ما را بشناسند. چنان موثر سایه را از دیگران پنهان داشتیم، که از خودمان نیز پنهان ماند. اگر بنا باشد فردیت یافتن، موفقیت آمیز رخ دهد، باید این وضعیت دگرگون گردد.گام بعدی فرایند فردیت، ضرورت سازش با دوگانگی جنسی روانی است. مرد باید آنیما (خصایص زنانه) و زن آنیموس (خصایص مردانه) اش را بیان کند. حاصل آنکه، فردیت یافتگان به مراحل عالی خودشناسی رسیده اند و خویشتن را هم در سطح هشیار و هم در سطح ناهشیار می شناسند.&nbsp;▪ الگوی فرانکل (انسان از خود فرارونده)فرانکل با آن دسته از موضع های روان شناسی و روان پزشکی که وضعیت انسان را حاصل غرایز زیستی یا کشمکش های دوران کودکی یا هر نیروی برونی دیگر می داند، به شدت مخالفت می ورزد.به نظر فرانکل، نبودن معنا در زندگی، روان نژندی است.او این وضعیت را روان نژندی اندیشه زاد میخواند. ویژگی این حالت، نبودن معنا، هدف، منظور و احساس تهی بودن است.به اعتقاد فرانکل، سه عامل جوهر وجود انسان را تشکیل می دهد:۱) معنویت۲) آزادی:عوامل غیرمعنوی، غریزه و توارث یا اوضاع و احوال محیط چیزی را برای ما تعیین نمی کنند.۳) مسئولیت:باید مسئولیت انتخابهایمان را بپذیریم. ((چنان زی که گویی بار دومی است که زندگی میکنی و در بار اول همان خطا را کرده ای که اینک در حال انجام آنی.))&nbsp;● انگیزش شخصیت سالماراده ی معطوف به معنا برای سلامت روان حیاتی است و در اوضاع و شرایط حاد برای حداقل بقا ضروری است. ناگزیر معنای زندگی برای هر کس، یکتا و ویژه ی طرز تفکر اوست.جستجوی معنا میتواند وظیفه ای آشوبنده و مبارزه جویانه باشد و تنش درونی را افزایش دهد نه کاهش.درواقع، فرانکل این افزایش تنش را شرط لازم سلامت روان میداند. زندگی خالی از تنش، زندگی رو به ثبات و توازن تنش درون، محکوم به روان نژندی اندیشه زاد است.این زندگی بی معنا است. شخصیت سالم در سطح معینی از تنش است. سطحی میان آنچه بدان دست یافته یا به انجام رسانده و آنچه که باید بدان دست یابد یا به انجام برساند. یعنی فاصله ای میان آنچه هست و آنچه باید بشود. این فاصله بدان معناست که اشخاص سالم همواره در تلاش رسیدن به هدف هایی هستند که به زندگیشان معنا می بخشد. اینها پیوسته با هیجان یافتن مقاصدی تازه رویارویند. و این تکاپوی مدام به زندگی هیجان و شور و شوق می بخشد. و رهاکردن جستجو، خلاء وجودی به بار می آورد و احساس دلتنگی و پوچی می آورد. در این حال زندگی بی معناست و دلیلی برای ادامه ی زندگی نیست.&nbsp;سه راه برای معنا بخشیدن به زندگی:۱) آنچه چون آفرینش به جهان عرضه می کنیم.۲) آنچه چون تجربه از جهان می گیریم.۳) طرز برخوردی که نسبت به رنج بر می گزینیم.سه راه معنا بخشیدن به زندگی، متناظر با سه نظام بنیادی ارزشهاست:۱) ارزشهای خلاق:با عمل آفریدن اثری ملموس یا اندیشه ای ناملموس، یا خدمت به دیگران که بیانی فردی است، میتوان به زندگی معنا بخشید.۲) ارزشهای تجربی:اگر لازمه ی ارزشهای خلاق، ایثار و عرضه به جهان است، لازمه ی ارزشهای تجربی دریافت از جهان است. این پذیراشدن میتواند به اندازه ی آفرینندگی معنابخش باشد. بیان ارزشهای تجربی، مجذوب شدن در زیبایی عوالم طبیعت یا هنر است. شاید معنا فقط در لحظات خاصی وجود داشته باشد، به عبارت دیگر، نمی توانیم درهمه ی لحظه های وجود معنایی بیابیم.به هر جهت، واقعیت پراکندگی معنا، از معنا دار بودن کل زندگی نمی کاهد. فرانکل می نویسد: همان گونه که ارتفاع کوه را با بلندی قله ی آن و نه با سطح دره های آن می سنجند، پس معنادار بودن زندگی را هم باید با اوجهای آن، نه با حضیض هایش سنجید.به اعتقاد فرانکل حتی یک لحظه ی اوج ارزش تجربی میتواند سراسر زندگی انسان را سرشار از معنا سازد. گویی که عامل تعیین کننده، تعداد تجربه های اوج یا مدت زمان دوام آنها نیست بلکه شدت و عمق این تجربه ها است.&nbsp;۳) ارزشهای گرایشی:موقعیت هایی که ارزشهای گرایشی را می طلبند، آنهایی هستند که دگرگون ساختن آنها یا دوری گزیدن از آنها در توان ما نیست، یعنی شرایط تغییر ناپذیر سرنوشت. به هنگام رویارویی با چنین وضعی، تنها راه معقول پاسخگویی، پذیرفتن است. شیوه ای که سرنوشت خویش را می پذیریم، شهامتی که در تحمل رنج خود و وقاری که در برابر مصیبت نشان می دهیم، آزمون و سنجش نهایی توفیق ما به عنوان یک انسان است. فرانکل با عرضه داشتن ارزشهای گرایشی به صورت یکی از راههای معنا بخشیدن به زندگی، این نوید را به ما میدهد که هستی انسان حتی در دردناک ترین موقعیت ها میتواند معنا و منظوری بیابد. می توانیم معنای زندگی خویش را تا آخرین لحظه ی هستی حفظ کنیم.&nbsp;● طبیعت انسان از خود فراروندهبه نظر فرانکل، انگیزش اصلی ما در زندگی، جستجوی معنا نه برای خودمان بلکه برای معناست. و این مستلزم ((فراموش کردن)) خویشتن است. شخص سالم از مرز توجه به خود گذشته و فرا رفته است. به اعتقاد او جستجوی هدف تنها در خود، شکست خود است. و هرچه بیشتر خوشبختی را هدف خویش قرار دهیم، کمتر دلیلی برای خوشبخت بودن احساس میکنیم. حال در پی تحقق خود بودن نیز همین است. هر چه مستقیم تر در راه تحقق خود بکوشیم، احتمال دستیابی به آن کمتر است.سلامت روان یعنی از مرز توجه به خود گذشتن، از خود فرا رفتن و جذب معنا و منظوری شدن. آنگاه است که خود به طور خودانگیخته و طبیعی فعلیت و تحقق می یابد.ویژگی دیگر انسان از خود فرارونده، تعهد و غرقه شدن در کار است. جنبه ی مهم کار، محتوای آن نیست، بلکه شیوه ی انجام آن است.ویژگی دیگر انسان های از خود فرارونده توانایی ایثار و دریافت عشق است. عشق هدف نهایی انسان است. رستگاری از راه عشق و در عشق است. همان گونه که یکی از شیوه های ادراک یکتاییمان از راه کار است، راه دیگر، مورد محبت قرار گرفتن است.زمانی که دوستمان می دارند، یعنی ما را برای هستی یکتایمان پذیرفته اند. در این حال برای کسی که دوستمان می دارد موجودی ضروری و بی جانشین می شویم.اما رابطه ی عاشقانه وجه دیگری هم دارد:ایثار عشق، با ایثار عشق می توانیم ویژگیهای ممتاز دیگری حتی آنهایی که هنوز تحقق نیافته اند را ببینیم و او را از استعدادهای بالقوه ی عیان نشده اش آگاه کنیم.در عشق دو جانبه هر دو از توفیقی بزرگ و تحقق استعدادهای بالقوه شان برای انسانی کامل تر شدن بهره مند می گردند.&nbsp;فرانكل اراده معطوف به معنا را ملاك سلامت روان مي داند . او نظريه معنا درماني را براي درمان كساني كه زندگيشان بدون معناست معرفي مي نمايد .در اين نظريه ،&zwnj;طبيعت انسان بر سه محور استوار است :آزادي اراده ،اراده معطوف به معنا و معناي زندگي .او معتقد است با آنكه در معرض شرايط بيروني معيني هستيم كه برزندگي ماتاثير مي گذارد با اين حال در انتخاب واكنشهاي خود نسبت به اين اوضاع و شرايط آزاد هستيم . اراده معطوف به معنا و معناي زندگي به نياز مداوم انسان به جست و جستجو نه براي خويشتن بلكه براي معنايي كه به هستي ما منظور مي بخشد ارتباط مي يابد . هرچه بتوانيم از خود فراتر رويم و خود را در راه چيزي يا كسي ايثار كنيم انسان تر مي شويم . مجذوب شخص يا چيزي فراسوي خودشدن معيار نهايي رشد و پرورش شخصيت سالم است . به اعتقاد فرانكل جوهر وجود انسان را سه عامل معنويت ،آزادي و مسوليت تشكيل مي دهند .&nbsp;▪ الگوی پرلز (انسان این مکانی و این زمانی)به اعتقاد پرلز فقط آگاهی از خود میتواند به رشد و کمال شخصیت بینجامد. با آگاهی کامل از خود می توانیم به ارگانیسم (جسم و ذهن) خود امکان رهبری و تنظیم رفتارمان را بدهیم.&nbsp;به اعتقاد پرلز برای داشتن سلامت روان، باید بدون تنظیم یا دخالت بیرونی، توانایی بیان آزادانه ی آرزوهای خود را داشته باشیم.جنبه ی دیگر نگرش پرلز به شخصیت انسان، تاکید بر حال به عنوان تنها موقعیت موجود است. و اینکه جز این زمان و این مکان چیز دیگری برای ما نیست، گذشته وجود ندارد و آینده هم هنوز نیامده.چنانچه در گذشته زندگی کنیم (خوی گذشته نگر) چه بسا پدر و مادرمان را برای هر کاری سرزنش کنیم. در این حالت هم چنان خود را کودک می پنداریم، نه فرد بالغی که مسئول خویشتن است. همچنین زیستن در آینده (خوی آینده نگر) نیز برای رشد کامل انسان زیان آور است. اگر امید ها و دید ما از آینده تحقق نیابد، احساس نومیدی و بدبختی می کنیم و چه بسا دیگران یا موقعیت ها یا بداقبالی و تقدیر خویش را نکوهش کنیم. در اینجا باز مسئولیت زندگی خود را بر دوش کسی یا چیزی جز خودمان افکنده ایم.با اینکه به اعتقاد پرلز باید کاملا" در حال زیست، اما او از رها ساختن کامل خاطرات گذشته و بی اعتنایی به آینده دفاع نمی کند. باید از گذشته آگاه بود اما نباید در آن زیست.آینده نیز چنین است، باید برای آینده برنامه ریخت، جز اینصورت نمیتوان به کمال رسید، اما نباید برنامه ریزی را به عنوان جانشین زمان حال قرار داد.شخصیت سالم در زمان حال و برای زمان حال زندگی میکند و با اینکه میتواند برای آینده برنامه ریزی کند دچار اضطراب ناشی از آنکه فردا چه خواهد شد نمی گردد.&nbsp;● رشد شخصیتاصل اساسی نظریه ی پرلز درباره ی رشد شخصیت، تبدیل حمایت محیطی به حمایت خود است. البته آزادکردن روانی و اجتماعی خویش از حمایت محیطی مشکلاتی عظیم به همراه دارد و به ((کشمکش اساسی)) هستی انسان می انجامد. علت این کشمکش، زیستن در جامعه ای است که از ما میخواهد جز آنچه هستیم باشیم.تاثیر نهادن بر محیط از راه نقش بازی کردن به منظور جلب حمایت، نشانه روان نژندی و نبودن بلوغ است.هدف نهایی تکامل شخصیت، جایگزین ساختن حمایت نفس به جای حمایت محیطی است.اشخاص سالم میتوانند مسئولیت زندگی خویش را بپذیرند، یعنی خودشان هستند و مسئولیت کسی یا چیزی را که هستند بر دوش پدر و مادر، همسر، تقدیر یا هیچ منبع بیرونی نمی گذارند.&nbsp;براي دسترسي به سلامت رواني بايد بپذيريم كه در رفتار خود آزادي انتخاب داريم و اين آزادي رابه كار ببريم و مسووليت انتخاب نيز با خودماست . بنابراين سلامتي و عدم سلامتي رواني به مقدار زيادي ناشي از تجارب موفق و ناموفق در دوران تحصيلي و واكنشهاي معلمان و والدين نسبت به اآنان است .زماني كه شخصيت كودك شكل نگرفته ،سالهاي نخست زندگي تحصيلي خود را آغاز مي كند ،&zwnj;در مسير رشد و بالندگي قرار مي گيرد و درطول بهترين سالهاي عمر خود ،&zwnj;با عوامل مختلف موثر بر تحول شناختي ،عاطفي و اجتماعي به كنش متقابل مي پردازد كه نتيجه اش همان چيزي است كه به صورت جوان 19 ـ 18 ساله اي به جامعه تحويل داده مي شود .&nbsp;حال چنانچه اين فرد به ويژگي ها و خصايص شخصيت سالم آشنا و در جهت كسب آنها تلاش كند . زندگي اي سرشار ازاميد ، شادي ،&zwnj;آرامش و همراه با موفقيت خواهد داشت .منابع :&nbsp;چکیده ای از کتاب روانشناسی کمال(الگوهای شخصیت سالم)تالیف: دوآن شولتسترجمه ی: گیتی خوشدلتحقیق و گردآوری: هدا اشرفی-کتاب عظمت خود را دریابید(دکتر وین دایر)]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>رموز شادکامی و نشاط چیست ؟</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/رموز-شادکامی-و-نشاط-چیست</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/رموز-شادکامی-و-نشاط-چیست</guid>

<description><![CDATA[
سـعی کـنید تا جایی که میتوانید از سکون و بی تحرکی دوری ورزید. فقط یکجا ننشینید! گاه و بیـگاه به خود فرصت هایی بدهید تا عمیق تر به درونتان نگاه بیندازید. با محیط پـیـرامـون خـود اخـت شوید و امکان لذت بردن از زندگی را برای خود ایجاد نمایید.&nbsp;
بقیه در ادامه مطلب ..................................................&nbsp;





سـعی کـنید تا جایی که میتوانید از سکون و بی تحرکی دوری ورزید. فقط یکجا ننشینید! گاه و بیـگاه به خود فرصت هایی بدهید تا عمیق تر به درونتان نگاه بیندازید. با محیط پـیـرامـون خـود اخـت شوید و امکان لذت بردن از زندگی را برای خود ایجاد نمایید.
&nbsp;
▪ بـه آرامـی پـیاده روی کنـیـد.
لازم نیست حتماً بدوید. یک کیـلومتر پـیــاده روی آهسته و ملایم نسبت به یک کیلومتر دو، مـیـزان کـالری بیشتری را در بدن می سوزاند. علاوه بر ایـن، متـعـادل نگاه داشتن سرعت، به آرامش روح شما نیز کمک می کند.
&nbsp;
▪ یـکی از ارزانـتـرین و در عیـن حـال بـهتـرین راهـهای بیمه نمودن سلامت جسمانی، "پیشگیری" است. سعی کنید حداقل سالی یکبار بدن خود را مورد چک آپ کامل پزشکی قرار دهید. ( حتی حسابگرترین افراد نیز زمانیکه به مزایای این کار پی می برند، موافقت خود را با پرداخت هزینه های آن اعلام می دارند.) با مصرف غذاهای سالم و خواب کافی سلامت بدن خود را حفظ کرده و سیگار کشیدن را نیز متوقف نمایید.
&nbsp;
▪ شاید گاهی مجبور شوید که برای بهرمندی از تفریحات و سرگرمی های متنوع، هزینه های متفاوتی را از جیب خود پرداخت کنید، اما باید در همه حال به خاطر داشته باشید که هیچ گاه میزان خوشی و لذتی را که نصیبتان می شود با پولی که برای آن خرج نموده اید، مقایسه نکیند. یک روش دیگر هم این است که بنشینید و ۲۵ نمونه از سرگرمی هایی را که نیازمند هزینه های پایینی بوده و یا اصلاً به طور کلی هیچ خرجی در بر ندارد را بر روی یک صفحه کاغذ یادداشت کنید و آنرا در جایی نصب کنید که همیشه جلوی چشمتان باشد.
&nbsp;
&nbsp;
▪ اقتصاد خانواده را با کنار گذاشتن تبلی بهبود بخشید. کارهایی هستند که بدون پرداخت هزینه های گزاف، به راحتی و به شخصه قادر به انجام آنها هستید. چراغ های تزئینی شب عید را خودتان نصب کنید، از درست کردن غذاهای تجملی صرفنظر کنید، اتومبیلتان را خودتان بشویید، علف های هرز باغچه را شخصا حرص کنید.
&nbsp;
▪ دفعه آینده که برای خرید اجناسی که چندان به کارتان نمی آیند به بازار کشیده شدید، جلوی خود را بگیرید.
&nbsp;
&nbsp;
▪ به جای اینکه وقت و انرژی خود را صرف خرید و نگهداری از اجناس بلا استفاده کنید، به افراد بی بضاعت کمک کنید، گرسنه ای را سیر کنید، از افراد سالمند دیدن کرده و یا هزینه های آموزشی کودکی بی سرپرست را به عهده بگیرید.
&nbsp;
▪ به چیزهایی که دارید قانع باشید و از آنها لذت ببرید. اگر خود را عادت دهید که همیشه به داشته های خود فکر کنید تا به نداشته ها، نهایتاً به این نتیجه می رسید که خدا به اندازه کافی به شما داده است.
&nbsp;
&nbsp;
● زندگی شاد
در چه صورتی امکان دارد تصور کنید که زندگی بر وفق مرادتان پیش می رود؟ زمانی که احساس کنید که لحظه لحظه زندگیتان کامل و بی نقص سپری می شود.
&nbsp;
اگر در زندگی خود هدف داشته باشید، دیری نخواهد گذشت که ارتباط و طرز تفکرتان نسبت به وقت و زمان به طرز غیر قابل باوری تغییر می کند. دیگر لازم نیست تا شادی و خوشحالی را در آینده جستجو کنید.
&nbsp;
دیگر مجبور نیستید به خودتان تلقین کنید که مثلا: "اگر فلان کار را انجام دهم یا اگر فلان اتفاق بیفتد، من به چیزی که می خواهم میرسم و آنوقت است که می توانم خوشحال باشم." و به جای آن صرفاً به زندگی فعلی خود نگاه می کنید و می گویید: "الان دقیقا در جایی هستم که باید باشم....هیچ چیز دیگر نمی تواند بهتر از موقعیت فعلی که در حال حاضر در آن قرار دارم، باشد."
&nbsp;
&nbsp;
احساسی که در این پروسه به شما دست می دهد، چیزی نخواهد بود جز شادی و سرور. شادکامی زمانی در شما بروز می کند که با کمال میل وضعیت فعلی خود را قبول کنید. اگر روح خود را از زمان حال جدا کرده و آنرا طوری عادت دهید که خوشحالی را در وعده و وعید های آینده جستجو کند، دیگر جایی برای خوشحالی باقی نمی ماند. از سوی دیگر، اگر با تمام وجود به شرایط فعلی خود عشق بورزید، چیزی جز خوشبختی و سعادت به شما رو نخواهد کرد.
به احتمال زیاد بیشتر شما تا کنون به جایی نرسیده اید که قادر باشید فقط شادکامی و سعادت را ببینید؛ باید بدانید که تمام افراد توانایی انجام این امر را دارند. اگر به الهامات درونی خود گوش بدهید، به راحتی می توانید خود را به این مرحله برسانید.
&nbsp;
&nbsp;
پیش از هر چیز باید موقعیت احساسی فعلی خود را ارزیابی کنید. سپس مقصد نهایی در راه رسیدن به شادکامی را برای خود معین کنید. از این طریق به راحتی می توانید فاصله خود را تا نقطه تکامل محاسبه کنید. در هر زمان با بهره گیری از مقیاس وجدان و آگاهی می توانید تعیین کنید که در کجای مسیر ایستاده اید.
زمانیکه بتوانید در درون خود صلح و آرامش را حکمفرما کنید، شادکامی نیز به سویتان جذب می شود. اگر بتوانید به شرایط آرمانی دست پیدا کنید، آنگاه فاصله شما از رویکردهای منفی، نظیر عصبانیت، زیاد می شود، و خیلی بیشتر از ترس فاصله می گیرید؛ اما از سوی دیگر هر چقدر احساس ناتوانی کنید، به موازات همان نیز از لذت شاد زیستن بی نصیب خواهید ماند.
&nbsp;
&nbsp;
اگر احساس می کنید که در زندگی خود از مرحله شاد زیستن، به شدت فاصله گرفته اید، نباید انتظار داشته باشید که ناگهان بر روی آن پریده و تا مدت زمان بسیار زیادی در همان وضعیت باقی بمانید.
ابتدا باید آنرا به صورت موقتی تجربه کنید مثلاً از طریق مدیتیشن متاسفانه شرایطی که بر زندگی شما حکمفرماست، منجر می شود تا مجدداً به جایگاه اولیه خود باز گردید.
&nbsp;
&nbsp;
با تلاش های مکرر و تعیین اهداف به صورت آگاهانه می توانید به این نقطه رسیده و برای همیشه در آن باقی بمانید. هر چند وقت یکبار با اتخاذ تصمیم های آگاهانه، مقصد را در ذهن تجسم کرده و نکات مهم را به خود یاد آوری کنید.
زمانیکه با یک موقعیت تصمیم گیری روبرو می شوید، حتی اگر مربوط به امور جزئی دنیوی شما نیز بودند به عنوان مثال: برای نهار چه غذایی میل کنید باز هم باید گزینه ای را انتخاب کنید که بیش از سایرین شما را به شادی و سرور نزدیک کند. با این کار نیرو و انرژی درونی شما افزایش پیدا می کند. اگر در حال حاضر در افکار منفی خود غوطه ور هستید، نباید انتظار داشته باشید که شادی و خوشحالی خود به خود در خانه شما را بزند. اگر دچار افسردگی هستید، شانس شما برای انتخاب هایی که شادی را با خود به همراه می آورند، تا حد صفر کاهش پیدا می کند.
&nbsp;
&nbsp;
البته نمی خواهم بیش از اندازه ناامیدتان کنم. به هرحال باز هم گزینه هایی هستند که بیش از سایرین برای شما نشاط به ارمغان می آورند. همین انتخاب های آگانه هستند که در نهایت شما را به سمت شادکامی رهنمون می سازند.
در چنین شرایطی باید بد را جایگزین بدتر کنید؛ به عنوان مثال اگر احساس ترس و نگرانی بر شما غلبه کرده، بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که حس خشونت طلبی و حرص را در خود بیدار کنید تا به هر حال به نوعی از احساسات پوچ اولیه خود فاصله بگیرید. اگر تا همین حد هم پیشرفت کنید، تلاشتان قابل ستایش خواهد بود. به هر حال حرص و خشونت سطح بالاتری نسبت به ترس و نگرانی را به خود اختصاص می دهند.
&nbsp;
&nbsp;
بعداً باید تلاش کنید که رفته رفته بر خشونت خود نیز فائق آیید. نباید توانایی های خود را محدود کنید و به خود تلقین کنید که: "بالاترین سطحی که قادرم به آن برسم، خشونت است." باید از خودتان انتظار داشته باشید تا به بهترین چیزها برسید. این حق مسلم شماست. با چنین دیدگاهی خشونت و عصبانیت به سرعت ناپدید می شود و به راحتی قادر می شوید با سرعت بیشتری به سمت نقاط مثبت حرکت کنید. اگر در اعماق افکار منفی گیر کرده اید (به عنوان مثال فرض می کنیم که دارای افسردگی حاد هستید) پیش از اینکه بتوانید به نقاط مثبت برسید، باید پله های بیشتری را پشت سر بگذارید. بنابراین تغییر مکان از افسردگی به سوی عصبانیت می تواند برای شما به منزله یک نقطه امید تلقی می شود.
اگر بتوانید چنین طرز فکر و رفتاری را برای مدت زمان مقتضی، الگوی رفتاری خود قرار دهید، به تدریج به شادکامی نزدیک تر خواهید شد و روزی می رسد که آنرا به عنوان وضعیت فعلی و دائمی خود می پذیرید. البته باید مطلع باشید که این امر نیازمند زمان و تلاش است.
&nbsp;
&nbsp;
شادی حالت طبیعی هر انسانی است. چرا کودکان به راحتی می توانند شاد باشند؟ دلیلش این است که آنها در حال زندگی می کنند. آنها نیازهای خود را در گذشته و یا آینده جستجو نمی کنند.
زمانی که احساس شادی داشته باشید زندگی شما با آرامش و روشنایی عجین میگردد. دیگر زندگی برایتان به عنوان میدانی برای مبارزه نخواهد بود. چرا؟ به این دلیل که زمانیکه در حال زندگی کنید دیگر دائماً در پی خلق مشکلات جدید برای خودتان نیستید.
&nbsp;
&nbsp;
تقلای بی مورد برای یافتن نیازها در زمان آینده، نه تنها دارای مضرات درونی نظیر: استرس، ترس، و بیماری است، بلکه مشکلات خارجی از قبیل: تعارض های اجتماعی، ناسازگاری و تعدی را نیز به همراه دارد. اگر یاد بگیرید در مسیری گام بردارید که به خوشحالی منتهی شود، تمام دقایق زندگیتان تجربه شادی و لذت خواهد بود. همچنانکه به سمت آینده ای شاد هدایت می شوید، از لحظات فعلی خود نیز نهایت لذت را می برید و بدین سان خوشحالی در زندگیتان ابدی خواهد شد. احساس رضایت و خوشحالی باعث می شود کارهای خوشحال کننده انجام دهید، و این امر نیز موجب خلق دقایق خوشحال کننده تر بیشتری می شود.
&nbsp;
زمانیکه حالت شادکامی به شما دست بدهد دیگر نگران بقای خود نخواهید بود؛ نگران نیستید که چه اتفاقی ممکن است رخ بدهد و یا چه اتفاقی امکان دارد اتفاق نیفتد، در چنین وضعیتی دیگر با دقایق فعلی زندگی خود نمی جنگید. به زودی متوجه می شود که ارضای نیازها و خواست های درونیتان آنقدرها هم که تصور می کردید، دشوار نیستند.
&nbsp;
&nbsp;
درون خود را به روی جهان بیرون باز می کنید تا خیلی آسانتر با سایر افراد ارتباط برقرار کنید، با این کار، دیگر مردم را به چشم یک تهدید بزرگ برای خود تلقی نمی کنید، حتی غریبه ها نیز بیشتر به شما لبخند می زنند به این دلیل که حس شادی شما به آنها نیز منتقل می شود. افراد مثبت مانند آهن ربا به سوی شما جذب می شوند و دیری نخواهد گذشت که زندگی خود را مملو از ارتباطات نیرومند و تنگاتنگ می بینید.
&nbsp;
تمام حمایت و پشتیبانی که نیاز به آن دارید به سوی شما روانه می شود. این امر به نوبه خود به شما انرژی لازم را می دهد تا بتوانید نیات و آرزوهای خود را جامه عمل بپوشانید.
&nbsp;
در آخر باید اضافه کنم که تنها تصمیماتی را اتخاذ نمایید که شما را هر چه بیشتر به خوشحالی و شادکامی نزدیک کند. حتی اگر در ابتدای مسیر احساس می کنید که فاصله شما تا شادکامی زیاد است، باز هم از انجام آن ابایی نداشته باشید.
&nbsp;
به هر حال آزاد هستید و هر زمان که اراده کنید می توانید تصمیم بگیرید که به سمت خوشحالی بروید و یا از آن فاصله بگیرید. انتخاب با شماست .
&nbsp;




&nbsp;


&nbsp;



گردآوری و تنظیم:گروه سلامت پرشین پرشیا




www.persianpersia.com/health


&nbsp;



پرتال مردمان
:منبع


]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اگر می خواهید روان سالم داشته باشید بخوانید</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/اگر-می-خواهید-روان-سالم-داشته-باشید-بخوانید</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/اگر-می-خواهید-روان-سالم-داشته-باشید-بخوانید</guid>

<description><![CDATA[
سلامت روانی امروزه یکی از مهم ترین دغدغه های کشوی ها و جوامع مختلف دنیا شده است. چراکه به دلیل بالا رفتن مشغله کاری و همچنین تغییر سبک زندگی ها ، بسیاری از افراد بیشتر دچار اختلالات روحی می شوند تا مشکلات جسمی.&nbsp;
بقیه در ادامه مطلب ...............
سلامت روانی امروزه یکی از مهم ترین دغدغه های کشوی ها و جوامع مختلف دنیا شده است. چراکه به دلیل بالا رفتن مشغله کاری و همچنین تغییر سبک زندگی ها ، بسیاری از افراد بیشتر دچار اختلالات روحی می شوند تا مشکلات جسمی.
&nbsp;
شاید شما از آن گروهی هستید که فکر می کنید داشتن یک زندگی ایده آل و رویایی و داشتن روحیه ای خوب و سرحال و داشتن روانی سالم فقط با میزان درآمد و تامین خواسته ها و نیازهای شما بستگی دارد اما اشتباه می کنید می توان به سادگی از زندگی لذت برد و روحی سالم داشت. داشتن روح و روانی سالم با میزان رضایت از زندگی و شادکامی لحظه هایی که روزها و شب ها در کنار خانواده و دوستان مان می گذرانیم، ارتباط مستقیم دارد؛ لحظاتی که با رعایت قواعدی ساده و کاربردی می تواند در برطرف کردن نیازهای ما برای دست یافتن به یک زندگی ایده آل موثر باشد.
۱ شاید فکر کنید که اینها حرف هایی بی ارزش هستند اما مرتب بودن و چیدمان صحیح لوازم، لباس ها و اسباب یکی از مهم ترین اصول برای داشتن یک اتاق خواب مناسب است. به اعتقاد بسیاری از طراحان دکوراسیون در صورتی که اتاق خواب، کمدها و قفسه های موجود در این اتاق منظم و مرتب باشند افراد هنگام خواب احساس آرامش و امنیت بیشتری دارند و راحت تر به خواب می روند و در نتیجه کمتر مشکلات خواب خواهند داشت و در نتیجه روح سالم تری دارند. بهتر است کمدها، قفسه ها و وسایلی را که زیر تخت نگهداری می کنید به صورت مرتب و منظم در فضاهای موجود بچینید. سعی کنید وسایل، لباس ها و ابزاری را که به آنها نیاز ندارید از اتاق خواب دور کنید و تا حد امکان از وسایلی نگهداری کنید که وجودشان برای شما ضروری است.
۲ یکی از راه های ساده خوب شدن حال روح این است که گل های آپارتمانی را به خانه ببرید. حتی اگر امکان مراقبت از گل های آپارتمانی را در خانه ندارید، با یک گلدان پر از گل های رنگارنگ این حس را تجربه کنید. گل ها و گیاهان سبز و شاداب یکی از بهترین منابع انرژی طبیعی هستند که می توانید از انرژی آنها برای بالابردن کیفیت زندگی خود بهره ببرید. مراقبت از این جانداران سبزرنگ در خانه و رسیدگی منظم و روزانه به آنها نشاطی را در اعضای خانواده به وجود می آورد که به مرور موجب افزایش حس مراقبت، محبت و بهبود روابط دوستانه میان اعضای خانواده خواهد شد و به میزان سلامت روحی خانواده می افزاید. استفاده از گل های آپارتمانی هماهنگ، مانند بامبو یا زنبق به افزایش آرامش و امنیت در خانه کمک زیادی می کنند.
۳ شما می توانید با استفاده از رنگ ها به سلامت روانی خودتان کمک کنید یعنی در یک کلام اهمیت رنگ دیوارها را دست کم نگیرید. بهترین رنگ ها برای اتاق کودک، رنگ های شاد، روشن و گرم است. استفاده از رنگ های نارنجی، زرد و سبز می تواند تاثیر زیادی در نشاط و شادابی کودک داشته باشد و انگیزه او را برای بازی تقویت کند. بنابراین برای رنگ آمیزی اتاق کودک تان دور رنگ های سرد و تیره را خط بکشید. در عوض رنگ های شاد و طرح های نشاط آور را برای تزیین دیوارها به کار گیرید. در انتخاب نقاشی و طرح های روی دیوار دقت کنید زیرا طرح ها و اسباب بازی های خشن از قبیل عروسک های ترسناک یا وسایل جنگی و سربازها که بیشتر مورد توجه پسربچه هاست، به افزایش میزان خشونت در کودکان منجر می شود. تنها از طرح های مثبت و لطیف برای افزایش حس مهربانی و صداقت در کودکان تان استفاده کنید زیرا افکار مثبت منجر به بروز رفتار مناسب و مثبت خواهد شد.
۴ یکی دیگر از مواردی که در فصل های سردتر به گرم شدن فضای خانه کمک می کند، استفاده از نور شمع یا نورهای زردرنگ است. این نورها موجب تداعی نور گرم خورشید در روزهای زمستانی ای می شوند که آفتاب بیشتر ساعات روز را پشت ابرها پنهان می ماند. استفاده از شمع در بخش های مختلف خانه مثل روی اپن آشپزخانه، میز ناهارخوری، اتاق خواب و اتاق نشیمن می تواند تاثیر زیادی در ایجاد فضایی گرم و صمیمانه در روزهای پاییزی و زمستانی داشته باشد.
۵ یکی از مهم ترین نکاتی که در بهداشت روانی اعضای خانواده به ویژه فرزندان مهم است، تقویت روابط و بنیان های خانواده با کمک طراحی داخلی و دکوراسیون خانه است. به این ترتیب که چینش مبلمان در فضای اتاق نشیمن باید به گونه ای باشد که یک فضای صمیمی را برای اعضای خانواده ایجاد کند. به گونه ای که وقتی اعضای خانواده روی صندلی ها یا مبل ها می نشینند، دور یک محور گرد هم آیند و امکان ارتباط چشم در چشم را داشته باشند و به این ترتیب بتوانند با یکدیگر در یک محیط صمیمی و گرم گفت وگو و در مورد مسایل روزشان با هم درددل کنند. به این ترتیب والدین در شرایط بهتری با دغدغه های فرزندان شان آشنا می شوند و برای مدیریت بحران، آمادگی بیشتری پیدا می کنند.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>گـلدان</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/گـلدان</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/گـلدان</guid>

<description><![CDATA[
روزی دست پسر بچه&zwnj;ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. گلدان گرانقیمت بود، اما پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: &laquo;دستت را باز کن، انگشت&zwnj;هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می&zwnj;کنم دستت بیرون می&zwnj;آید.&raquo;
پسر گفت: &laquo;می&zwnj;دانم اما نمی&zwnj;توانم این کار را بکنم.&raquo;
پدر که از این جواب پسرش شگفت&zwnj;زده شده بود پرسید: &laquo;چرا نمی&zwnj;توانی؟&raquo;
پسر گفت: &laquo;اگر این کار را بکنم سکه&zwnj;ای که در مشتم است، بیرون می&zwnj;افتد.&raquo;
شاید شما هم به ساده&zwnj;لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم می&zwnj;بینیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم&zwnj;ارزش، چنان می&zwnj;چسبیم که ارزش دارایی&zwnj;های پرارزشمان را فراموش می&zwnj;کنیم و در نتیجه آنها را از دست می&zwnj;دهیم.
منبع: اين مطلب توسط ايميل يكي از دوستان ارسال شده بود.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چه کنیم تا بهداشت روانی ســالم داشته باشیم ؟</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/چه-کنیم-تا-بهداشت-روانی-ســالم-داشته-باشیم</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/چه-کنیم-تا-بهداشت-روانی-ســالم-داشته-باشیم</guid>

<description><![CDATA[
برای داشتن روح وروان سالم و تندرست ، لازم است که انسان به مقررات و قوانین که برای نگهداری و حفظ این سلامتی لازم و ضروری است توجه داشته باشد و انها را دقیق رعایت نما ید .بنابرین برای داشتن روحی سالم و شاداب حفظ بهداشت روانی لازم است به نکاتی که در ادامه مطلب ذکر می شود&nbsp;&nbsp;توجه نماییم .
&nbsp;
بقیه در ادامه مطلب ...................
*- پذیرش هیجان و احساسات :
ترس ، خشم وشادی عمدترین هیجان های طبیعی انسان است :
با این وجود گاهی برای اجتناب ازاحساس&nbsp; اضطراب&nbsp; و ترس سعی می کنیم در موقعیت های طبیعی اضطراب آور برخوردهای عادی از هیجان داشته باشیم .چنین برخوردی در درازمدت باعث مشکلات روانی در فرد یا افراد شود ..همچنین بعضی از مواقع روانشانی هیجان ها و عواطف باعث عدم تفکیک مناسب بین شادی ها و غمها ی طبیعی ( بهنجار ) و غیر طبیعی ( نابهنجار ) می شود .
&nbsp;
*-شناسای زمینه های آسیب زا :
وقتی بکوشید که علت موقعیت های ناراحتی خود را به روشنی بشناسید ممکن است :بتوانید موقعیت های مورد نظر را به صورت تازه ای ببینید .در واقع رویکردتان به موقعیت &nbsp;اضطراب آور نباید یک بعدی و بدون بررسی باشد ، در ان صورت است که می توانید متناسب با توانایی های شخصی و عوامل محیطی راههایی را برای مقابله صحیح با آنها پیدا کنید که به شرح ذیل می باشد :
*- پرورش رغبتها و استعدادها 
در هرجامعه ای فرصت های تقریبا نامحدودی برای مردمانی از هر سن فراهم می کند تا افراد استعدادهای خود را در زمینه های مختلف آزموده و به موقعیت های فردی و اجتماعی دست یابند . این فرصت ها می تواند ورزشی ،علمی ، هنری ، فنی .....باشد . افرادی که خود را فقط به یک موضوع محدود نمی کنند و دنبال یادگیری و بدست آوردن مهارتهای جدید هستند .غالبا زندگی برایشان جذابیت و گیرای بیشتری دارد .
&nbsp;
* ایجاد روابط صمیمانه :
اگر نگاهی به علائم و نشانه های اختلالات عاطفی بیندازیم .هسته اصلی آن را انزواء و تنهایی می یابیم .ما نیازمند پشتیبانی آرامش دهی و اطمینان هستیم که از طرف دیگران فراهم می شود چون انسان موجودی اجتماعی است ثابت شده است که افرادی که روابط اجتماعی قوی و دوستان صمیمی دارند و نگرانی هاو مشکلات خود را با افراد مطمئن بیان می کنند .و در عین حال به رفاه و خشنودی دیگران توجه و علاقه نشان می دهند . مشکلات خود را روشن تر دیده و در عین حال احساس ارزشمندی بیشتری می کنند.
-*کمک گرفتن به موقع از دیگران :
در راه خودشناسی و بر طرف کردن مشکلات روانی محدودیتی از قبیل نداشتن تمام راه حل هاو مکانیسم دفاعی وجود دارد که باعث می شود همیشه نتوانیم مشکلات را به صورت عینی ببینیم .وقتی احساس می کنید در برطرف کردن مشکل خود پیشرفتی ندارید موقع آن رسیده که از متخصصانی مانند : روانشناس ،مشاور و روانپزشک کمک بخواهید که این کمک خواستن از دیگران یکی از مراحل خود آگاهی است .
&nbsp;
*-تقویت اعتقادات مذهبی :
رشد و تعالی اعتقادات مذهبی تاثیر بسزای در تفکر ،احساس و روابط اجتماعی انسان دارد .و سلامت جسمانی و بهداشت روانی فرد را تضمین می کنند.مطالعات نشان داده است افراد معتقد به خدا رفتار و تفکرشان بسیار سالم تر و بهنجار تر از افراد بدون اعتقادیا با اعتقادات ضعیف می باشند]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شـادی و نشاط چیست ؟</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/شـادی-و-نشاط-چیست</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/شـادی-و-نشاط-چیست</guid>

<description><![CDATA[
بسم الله الرحمن الرحیم شادی و نشاط چیست؟ شادی و نشاط نیاز طبیعی انسان است و در همه افراد وجود دارد و باید به درستی به آن پاسخ داده شود استاد مطهری ، نیاز به شادی و نشاط را مانند نیاز به غذا می داند که ضرورتی اساسی برای ادامه حیات و سلامت جسم و روان انسان است . روانشناسان علاقمند به مطالعه در حوزه شادی و شادابی ، بر شیوه های مثبت زندگی کردن و از جمله بر قضاوت های شناختی و ادراکی ما درباره آسایش متمرکز شده اند . به عبارت دیگر می خواهند بدانند چه چیزی انسان را شاد می کند و تعریف و درک ما از شادی و شادابی چیست ؟ به عنوان مثال : آیا پول و ثروت کلید شادی و شادمانی است و آدم های ثروتمند از آدام هایی که زندگی آنان تامین نیست شادترند ؟ شاید کسانی که دچار مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند بر این باور باشند که افراد ثروتمند حتما از زندگی شادمانه تری برخوردارند این افراد اگر معتقدند که پول شادی می آورد در این باور خود تجدید نظر کنند.
بقیه در ادامه مطلب ...............
شادی و نشاط چیست؟ شادی و نشاط نیاز طبیعی انسان است و در همه افراد وجود دارد و باید به درستی به آن پاسخ داده شود استاد مطهری ، نیاز به شادی و نشاط را مانند نیاز به غذا می داند که ضرورتی اساسی برای ادامه حیات و سلامت جسم و روان انسان است . روانشناسان علاقمند به مطالعه در حوزه شادی و شادابی ، بر شیوه های مثبت زندگی کردن و از جمله بر قضاوت های شناختی و ادراکی ما درباره آسایش متمرکز شده اند . به عبارت دیگر می خواهند بدانند چه چیزی انسان را شاد می کند و تعریف و درک ما از شادی و شادابی چیست ؟ به عنوان مثال : آیا پول و ثروت کلید شادی و شادمانی است و آدم های ثروتمند از آدام هایی که زندگی آنان تامین نیست شادترند ؟ شاید کسانی که دچار مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند بر این باور باشند که افراد ثروتمند حتما از زندگی شادمانه تری برخوردارند این افراد اگر معتقدند که پول شادی می آورد در این باور خود تجدید نظر کنند.شادی یک نوع احساس رضایتمندی است که موجب سلامتی جسم و روح انسان می شود.وقتی جسم و روح سالم باشد بی تردید عقل و خرد نیز عملکردهای سالمی را برای زندگی انسان تدارک می بیند.باید توجه داشت که شادی و نشاط هم در بُعد فردی و هم در بُعد اجتماعی مقوله بسیار اثرگذاری است. جامعه ای که از نشاط برخوردار نباشد، جامعه ای کم تحرک، ناامید و بدون انگیزه خواهد بود و پیامدهای منفی را به دنبال خواهد داشت.ماهیت شادی چیست؟ همه ما تاکنون در زندگي لحظات شادي را تجربه کرده ايم. ولي شايد تا به حال از چيستي آن سوال نکرده باشيم."احساسات &ndash; كه شادي-غم-خشم- نفرت و... از آن جمله است &ndash; حالت&zwnj;هاي انفعالي نفس، در مقابل امور بيروني است؛ انسان در مقابل چيزهاي شادي آور شاد و در مقابل چيزهاي اندوه آور غمگين مي&zwnj;گردد؛ از نظر لغوي شادي هم معني کلماتي چون شادماني، خوشحالي،بهج، بهجت، استبهاج، بشاشت، مسرت،.طرب، ارتياح، وجد، انبساط، سرور، فرح و سراء ميباشد.(لغتنامه دهخدا)در قرآن کريم از شادي با واژه "فرح"ياد شده و مجموعا حدود 21 بار با مفاهيم و الفاظ مختلف آمده است. شادی از ریشه " فرح " گرفته شده ست. " فرح " عبارتست از لذت قلب و روح از رسیدن به آنچه که میل دارد.در آیه 170 سوره مبارکه آل عمران خداوند می فرماید: &laquo;فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ &raquo; ؛ به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند.این شادمانی به خاطر فضل و بخشش الهی است که از آن به عنوان فضیلت اخلاقی یاد شده است. این نوع شادی از بهترین انواع شادی هاست.هم چنین در سوره رعد آیه 6 خداوند می فرماید: &laquo;قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ &raquo; ؛ بگو : به فضل خدا و رحمت او شادمان شوند ، زیرا این دو از هر چه می اندوزند بهتر است . در این آیه خداوند خطاب به بنده اش، تأکید می کند که شاد باش! مفهوم شادی مجموعاً 25 بار با الفاظ مختلف در قرآن آمده است.روان شناس برجسته، ديويد مايرز، نويسنده كتاب &laquo;به دنبال شادكامى؛ چه كسى شاد است و چرا؟&raquo;، شادى را چنين تعريف مى كند:"حس خوشى؛ احساس اينكه زندگى، در كل به خوبى و خوشى ادامه مى يابد.""بر اساس تحقيقات روانشناسي عنصر شادي و رضايت مندي امري شخصي ـ تربيتي و به عبارتي اکتسابي است .بسیاری از مردم در قبال چنین پرسشی، آن را یكسره در گرو &laquo;تملك&raquo;، &laquo;داشتن&raquo; و &laquo;برخورداری&raquo; می&zwnj;دانند. اگرچه دراین پاسخ حقیقتی نهفته است اما بی&zwnj;تردید این همه حقیقت نیست. پژوهش&zwnj;های روانشناسی امروزه ثابت كرده&zwnj;اند كه برخورداری از عنصر &laquo;شادی و رضایتمندی&raquo; بیش از هرچیز امری شخصی، تربیتی و به عبارتی (اكتسابی) است و این خط بطلانی است بر باورهای رایج كه شاد زیستن و رضایت خاطر از &laquo;بودن&raquo; را صرفاً درگرو &laquo;هرچه بیشتر داشتنِ&raquo; عناصری می&zwnj;دانند كه مستقل از فردیت، هویت و كیفیت&zwnj;های روانی آدمها است. مثبت اندیشی و شاد بودن، نوعی شیوه تفكر و شیوه زندگی است؛ بنابراین می&zwnj;توان انتخاب كرد... شادی و نشاط فردی و اجتماعی دين مبین اسلام براي بشر شادي را به ارمغان آورده است.این دين هم بشر را با شادي واقعي آشنا كرده و هم راه رسيدن به آن و بهره&rlm;مندي كامل از آن را پيش روي او نهاده است.خواندن دعايي با شور و حال و نمازي با حضور قلب، نجوايي شبانه و زمزمه&rlm;اي عاشقانه، كمك به انساني افتاده، نوازش يتيمي غمگين، سير كردن گرسنه&rlm;اي بينوا، زيارت بارگاه انساني پاك، ديدار وابستگان و گفت&rlm;وگو با دوستي صميمي كه همگي از سفارش&rlm;هاي دين و تعاليم پرمحتواي آن است، همان سرور و نشاطي را به دنبال دارد كه ديدن بهار طرب&rlm;انگيز و صبح پرلطافت و قطره&rlm;اي شبنم بر رخسار گل سرخ و زمزمه جويبار و وزش نسيم روح فزا.هر دو نوع شادي برگرفته از يك حقيقت و هر دو جلوه&rlm;اي از زيبايي وعظمت و كمال خداوند بزرگ و كريم است. نگاهي گذرا به تعاليم ديني نشان مي&rlm;دهد، شادي و سرزندگي از آثار ايمان مذهبي است؛ چرا كه مذهب بر زمينه&rlm;هاي پيدايش شادي سفارش كرده و نشانه&rlm;هايش را ستوده است. نداشتن نگراني و اضطراب و غم و اندوه و رسيدن به اطمينان قلبي اساس هر نوع شادي است و اين ممكن نيست مگر با ايمان به قدرت مطلقي كه سرچشمه همه نيكي&rlm;ها است. به همين دليل، عميق&rlm;ترين و عالي&rlm;ترين شادي&rlm;ها و سرورها از آنِ مردان پاك سيرت و آشنا با خداوند است. در حديثي از پيامبر(ص) مي&rlm;خوانيم: &laquo;ركعتان في جوف الليل أحب اليّ من الدنيا و مافيها ؛ دو ركعت نماز در دل شب نزد من از دنيا و آنچه در آن است، ارزنده&rlm;تر و دوست داشتني&rlm;تر است.&raquo;حضرت صادق(ع) مي&rlm;فرمايد: اگر مردم از فضيلت شناخت خداوند متعال آگاه بودند، چشمان خود را به بهره&rlm;هاي مادي كه خداوند به دشمنانش بخشيده نمي&rlm;دوختند و دنياي آن&rlm;ها در نظرشان از چيزي كه زير پالگد مي&rlm;كنند، بي&rlm;ارزش&rlm;تر بود و از شناخت خداوند چنان لذت مي&rlm;بردند كه گويا پيوسته در باغ&rlm;هاي بهشت با دوستان خدا، همنشين و همراهند.در دين اسلام دستورهاي فراواني كه زمينه&rlm;ساز شادي و سرور است وارد شده است: مانند سفارش به حسن خلق و گشاده&rlm;رويي و ديدار برادران ايماني با روي گشاده و چهره شكفته و تلاش براي شادي كردن مؤمنان؛ چنان كه در روايت آمده است.&laquo;الق اخاك بوجه منبسط &raquo;؛ با رويي گشاده با برادران ملاقات كن.ايما مسلم لقي مسلماً فسره، سرّه الله عزوجل ؛ هر مسلماني كه مسلماني را ببيند و او را مسرور كند، خداوند را شاد كرده است.&raquo;در بهشت خانه&rlm;اي است به نام خانه شادي، تنها كسي كه يتيمان و بچه&rlm;ها را خوشحال كند به آن داخل مي&rlm;شود. بوي خوش عامل مهم شادماني است و متقابلاً بوي بد عامل نااميدي و افسردگي؛ در روايات اسلامي توجه ويژه&rlm;اي به استفاده از عطريات و بوي خوش شده است و خوشبو بودن از ويژگي&rlm;هاي پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله - و از سنت&rlm;هاي آن حضرت شمرده شده است؛ حضرت صادق - عليه السلام - مي&rlm;فرمايد: رسول خدا - صلي الله عليه و آله - براي بوي خوش بيش&rlm;تر از خوراك خرج مي&rlm;كرد. رنگ روشن شادي آفرين است؛ در دين نيز به پوشيدن لباس&rlm;هاي روشن و به ويژه سفيد، توجه زيادي شده است؛ در حال نماز بر پوشيدن لباس سفيد تأكيد شده و پوشيدن لباس سياه در اين حال مكروه شمرده شده است؛ در حديثي از پيامبر بزرگ اسلام(ص) آمده است: &laquo; لبسوا البياض فأنهما اطيب و اطهر و كفنوا فيها موتاكم ؛ لباس&rlm;هاي سفيد بپوشيد، چون بهتر و پاك&rlm;تر است و مردگان خود را در آن&rlm;ها كفن كنيد.&raquo;در اسلام آراستگي ظاهري امتيازي براي فرد و يكي از نشانه&rlm;هاي ايمان شمرده شده است. هر مسلمان مؤمني از كودكي با حديث &laquo; النظافة من الايمان &raquo; آشنا است؛ نقش آراستگي ظاهر در آرامش و نشاط روحي و ايجاد شادي و انبساط فردي و اجتماعي انكارناپذير است:كار جوهر آدمي و نشانه حيات او است، انسان تنبل، بهره&rlm;اش از زندگي اندك و سلامتي&rlm;اش در معرض خطر و شادابي&rlm;اش برباد است. كار و تلاش از انحرافات و لغزش&rlm;ها جلوگيري مي&rlm;كند؛ زمينه بسياري از مفاسد اخلاقي و اجتماعي را از بين مي&rlm;برد و بر سرزندگي و نشاط مي&rlm;افزايد. در روايات اسلامي به حدي بر اهميت كار وتلاش در راه كسب روزي حلال و تأمين هزينه&rlm;هاي زندگي تأكيد شده كه انسان غرق در شگفتي و حيرت مي&rlm;شود. حضرت صادق(ع) در روايتي مي&rlm;فرمايد: فرد زحمتكش كه براي رفاه خانواده&rlm;اش مي&rlm;كوشد، همانند مجاهد در راه خدا است.سير و سفر در شهرها وسرزمين&rlm;هاي مختلف و گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره&rlm;هاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملت&rlm;ها، گذشته از فايده&rlm;هاي فراوان مادي و معنوي، آدمي را از افسردگي مي&rlm;رهاند و به سلامتي جسم و روان و ايجاد شادابي كمك شاياني مي&rlm;كند. از اين رو، دين مقدس اسلام مردم را بسيار بدان سفارش كرده است و تعبير &laquo; سيروا في الارض &raquo; را در آيات متعددي از قرآن مي&rlm;توان يافت . توصيه به شركت در مجالس شادي مثل مجالس عروسي و وليمه و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند وخريد خانه و برگشت از حج و زيارت&rlm;. كه هدف از از آن&rlm;ها ايجاد انس و الفت و صفا بين مؤمنان و شاد و مسرور ساختن آن&rlm;ها است، گواه اهميت دادن دين مبين به مقوله شادي وسرور است. سفارش به پوشيدن لباس&rlm;هاي نيكو و زيبا و زينت كردن و معطر بودن و شادي كردن و شاد ساختن يكديگر در اعياد اسلامي، به ويژه عيد سعيد غدير و تأكيد بر صله ارحام و اطعام دادن و دست دادن و مصافحه با مؤمنان و زيارت آن&rlm;ها و تبسم كردن به روي آن&rlm;ها و هديه دادن به آن&rlm;ها، شاهد ديگري بر توجه اسلام به اين امر است.بايد دانست شادماني تنها در لذت&rlm;هاي مادي گذرا خلاصه نمي&rlm;شود. شادماني واقعي در نزديك شدن به هدف والاي آفرينش و آراسته شدن به خصلت&rlm;ها و خوي&rlm;هاي انساني و الاهي است. به گفته ارسطو: &laquo;شادماني عبارت است از پروراندن عالي&rlm;ترين صفات و خصايص انساني.&raquo; بنابراين، لذت و خوشي تنها با عوامل مادي به دست نمي&rlm;آيد. عوامل معنوي نيز در ايجاد شادي مؤثرند. گاهي انجام كارهايي كه عادتاً بايد لذتبخش باشند، نه تنها لذتي به انسان نمي&rlm;بخشد، بلكه عذاب وجدان و تشويش روحي نيز مي&rlm;آورد؛ چرا كه روح و وجدان آماده لذت بردن نيستند. يك غذاي لذيذ يا رابطه جنسي و يا خانه بسيار زيبا، اگر حرام و نامشروع و غير معقول باشد، براي انسان سالم و طبيعي تلخ و ناگوار است.پرهيز از گناه در بيش&rlm;تر مواقع، پرهيز از لذت&rlm;هاي مادي سطحي است؛ ولي در عين حال شادي آور است؛ زيرا روح آدمي به گونه&rlm;اي است كه گاه از پرهيز و رياضت معقول سرخوش مي&rlm;شود. ارضاي تمايلات به هر صورت و در هر شرايط شادي آور نيست. گاه پرهيز از لذت، لذت بخش&rlm;تر از نيل به لذت است.اگر مادري برخلاف ميل فرزند دلبندش او را از خوردن غذايي زيانبار بازداشت، آيا مانع شادماني او شده است؟ اگر پزشكي براي راحت ساختن بيماري كه غده&rlm;اي در مغز دارد، با چاقوي تيز جراحي جمجمه&rlm;اش را شكافت، آن غده دردآور را بيرون آورد و او را از غم و درد جانكاه رهانيد، به او شادي نبخشيده است؟ آيا درست است بگوييم اين پزشك با شكافتن استخوان اين بيمار او را آزرده ساخته و شادماني را از او گرفته است؟ آيا منع بيمار از بعضي غذاها و كارها، محروم كردن او از سرور و شادماني است؟ آيا منع از شراب خواري كه ارزنده&rlm;ترين گوهر وجود آدمي يعني عقل را محجوب و پوشيده مي&rlm;سازد و بزرگ&rlm;ترين جنايت&rlm;ها و زشت&rlm;ترين كارها را آسان و زيبا جلوه مي&rlm;دهد، بازداشتن انسان از شادي و شادماني است؟ آيا سفارش به دوري از تهمت و غيبت و دروغ و ريا و نگاه ناروا و رابطه ناسالم كه زمينه&rlm;ساز هزاران آسيب فردي و اجتماعي و بستر همه ناهنجاري&rlm;هاي رواني و اجتماعي است، دور كردن انسان از شادي است؟ آيا سفارش به ارتباط با كانون عظمت و كمال يعني خداوند متعال و رسيدن به سكون و اطمينان قلب در پرتو اين ارتباط كه محور اصلي آموزه&rlm;هاي ديني و مذهبي است، شادي بخش نيست؟ آيا دستور به نماز و عبادت و صله رحم و انفاق به تهي&rlm;دستان و گذشت و بزرگواري و كمك به برادران ديني و پيشي گرفتن در نيكي و خوبي و تقوا و پاكدامني و عفت و وقار و اخلاص در اعمال و تكبر نورزيدن و خودپسند نبودن و هزاران دستور فردي و اجتماعي و اخلاقي و اقتصادي و سياسي ديگر، زمينه ساز شادي حقيقي و راستين بشر در دنيا و آخرت نيست؟ ستودن اعمالي چون گريه از خوف خداوند و عظمت و كبرياي او و گريستن بر خطاها و گناهان و نيز گريه و سوگواري در عزاداري اولياي الهي و انسان&rlm;هاي برجسته و ممتاز و سفارش به آن&rlm;ها، به هيچ وجه با سرزندگي و نشاط ناسازگار نيست. گريه&rlm;اي كه از سر عشق به خداوند و يادآوري عظمت او باشد، پيوند با درياي بي&rlm;كران همه نيكي&rlm;ها و زيبايي&rlm;ها و سرچشمه همه شادي&rlm;ها و بهجت&rlm;ها است. گريستن بر مظلوميت اولياي الهي و جفايي كه بر آنان رفته است، در واقع گريستن بر پنهان شدن خورشيدهاي تابان و زندگي بخش و چيرگي ظلمت و تيرگي بر آسمان انسانيت است؛ چنين گريه&rlm;اي نه تنها به افسردگي نمي&rlm;انجامد بلكه به گواهي تاريخ و تجربه، هماره نيروي معنوي و قدرت روحي و سرزندگي را افزايش مي&rlm;دهد و پويايي و تحرك جامعه انساني را رونق مي&rlm;بخشد.جایگاه وحد و مرز شادي در اسلام  بر اساس آيات قرآني و روايات؛ شادي يکي از ويژگيهاي بارز مومنان و بهشتيان است پيامبر اسلام همواره تبسم بر لب داشتند و هيچگاه با صداي بلند و قهقه نخنديدند.نوع نگاه و طرز تلقي امروزي ما انسانها از شادي به گونه ايست که آنرا نوعي تخدير کننده براي رهايي و فراموش کردن فشارها و استرس روزانه مي دانيم.ولي از نظر اسلام اينچنين نيست شادي قلب تپنده زندگي است.امام رضا عليه السلام مي فرمايند:"اوقات روز شما 4 بخش باشد بخشي براي تامين معاش بخشي براي معاشرت با برادران مورد اعتماد و کساني که شما را به عيب هايتان واقف مي سازند و...بخشي را هم به تفريحات و لذايذ خود اختصاص دهيد و از مسرت و شادي ساعات تفريح نيرو بگيريد و از اين نيرو براي انجام وظائف استفاده کنيد.(بحارالانوار ص 321): از اين حديث مي توان به جايگاه شادي در اسلام و تاثير مثبت و مفيد آن بر ساير جنبه هاي زندگي پي برد.بر خلاف نظر عده اي که اسلام را دين غم و اندوه مي دانند اسلام دين سر زندگه وپر نشاط است و اين نشاط در پيروان راستين اين دين کاملا مشهود و هويدا است.امروزه بعضي از مسائل غلط و نادرست چنان در زندگي ما رخنه کرده است که به يک نوع هنجار اجتماعي تبديل شده است و حتي جرات تغيير آنرا نداريم و به سادگي از کنار آنها مي گذريم. ابراز شادي هاي ما در جشنها و مهمانيها با گناهان بزرگي چون غيبت، تمسخر، شوخي هاي رکيک، رقص و موسيقي هاي مبتذل همراه است بطوري که احساس مي کنيم اگر مجلسي بدون اينها باشد شاد نخواهد بود، در واقع به نوعي مجالس خود را دين زدايي و امروزي کرده ايم.اگر فردي جرئت کند مجلسي مطابق با معيارهاي اسلامي برگزار کند او را متحجر و عقب مانده ميدانيم.گرچه شادي از نيازهاي اوليه انسان است، هر شادماني و نشاطي مطلوب اسلام نيست.،هر کدام از اين موارد موجب غم و اندوه دروني در دنيا و حسرت و پشيماني در آخرت است. آنچه اسلام آن را شادي مي نامد و ضروري مي داند، نشاط و شادماني اي است که با رعايت آداب و موازين اسلامي و شرعي به دست آمده باشد.امام صادق عليه السلام مي فرمايند""نشاط و شادي در پرتو راضي بودن به رضاي خدا و يقين به دست مي آيد و اندوه و غم در شک و نا خوشنودي از مقدرات الهي حاصل مي شود." . چرا بايد مقدس ترين پيوند در اسلام با رقص و آهنگهاي غربي همراه شده و عملا تداعي کننده يک باشگاه رقص اروپايي ـ آمريکايي باشد؟ اسلام که ديني همه جانبه است و هيچ موضوع و مقوله اي را مسکوت نگذاشته درباره شادي چه می فرماید. و اينکه آيا اسلام حد و مرزي را براي ابراز شادي بيان کرده يا خير؟  پاسخ :از دير باز شادي و نشاط جايگاه ويژه اي در زندگي انسانها داشته است.در فرهنگها و اديان گوناگون جشنها و مراسم ويژه اي براي شاد کردن افراد وجود داشته.اسلام به عنوان يک دين فراگير و جامع ازاين موضوع غافل نبوده و براي نشاط پيروانش اهميت قائل شده است و مطابق با فطرت انساني آنها براي شادي و نشاط فردي، خانوادگي و اجتماعي آنان دستورات و اعياد ويژه اي در نظرگرفته است.آيات و روايات آيات و روايات گوناگون مبين اين مطلب مهم هستند. آنچه اسلام در تمام امور روي آن انگشت گذاشته است کرامت و فضيلت انساني است. از نظر دين مبين اسلام انسان داراي دو بعد حيواني و روحاني است. اگر در تمام جنبه هاي زندگي اقدامات و فعاليتهاي ما باعث تقويت بعد روحاني شود از نظر اسلام قابل تاييد و مقبول است و بالعکس آن نفي مي شود. شادي پسنديده در بسياري از موارد؛ اسلام در باره موضوعات نظر مطلق و قطعي صادر نکرده است و تنها توضيحي پيرامون چگونگي و کيفيت آنها داده است و در کل؛ احساسات به خاطر متغير بودن آن در افراد از آن دسته هستند.متغير به اين معنا که ممکن است عاملي در فردي تنها باعث خوشحالي و لبخند شود اما در ديگري از حد اعتدال خارج شده به حرکات غير معقول بينجامد که هر کس بايد اينگونه موارد را در خود شناسايي کرده و از آنها اجتناب کند. شادي در مجموع اگر کنترل شده در حد اعتدال منطقي و همراه با ياد خدا و سپاس باشد از نظر اسلام پسنديده است.آنچه آيات و روايات درباره شادي آمده است همه نوع پسنديده آنرا توصيه مي کنند .اسلام دين مرزهاست ميان حق و باطل مرز باريکي است که تشخيص آن براي عقول ناقص ما دشوار و در برخي موارد ناممکن است پس اگر علم و آگاهي ديني را در امور خود دخيل کنيم رفتارها و اعمال ما نيز از حد اعتدال و مطلوب خارج نخواهد شد.شادي کاذب شادي هايي که همراه با نافرماني خدا، آزار و اذيت ديگران، لهو و کارهاي بيهوده و خطر آفرين هستند در زمره شاديهاي کاذب و ناپسند قرار مي گيرند.از نظر روانشناسي لبخند و رفتار خوشايندي را که در مقابل يک مشتري يا مهمان ناخواسته از خود نمايان مي کنيم نيز کاذب به شمار مي روند.اصولا شادي هاي کاذب آني، زود گذر و با نتايج ناخوشايند همراه هستند.امير مؤمنان،حضرت علی (ع) وضعيت غفلت زدگان دنيا را كه به شادي&zwnj;هاي تخديري روي آورده و به آن دل خوش كرده&zwnj;اند،&zwnj;چنين توصيف مي&zwnj;كند: "چه بسيار تن&zwnj;هايي عزيز و خوش آب و رنگي كه به كام زمين فرو رفته&zwnj;اند، حال آنكه در دنيا با ناز و نعمت تغذيه مي&zwnj;شده&zwnj;اند و در دامن آبرو و شرف پرورش مي&zwnj;يافته&zwnj;اند، &zwnj;لحظه&zwnj;هاي اندوهگینانه&zwnj;شان را با تفريح درمان مي&zwnj;كردند و هر گاه به مصيبتي دچار مي&zwnj;شدند به بي تفاوتي پناه مي&zwnj;بردند، تا مبادا لحظه خرمي زندگي و بازي پوچ و سرگرمي&zwnj;شان را از دست بدهند.آري،&zwnj;درست در همان گرماگرم عيش و نوش و در فضاي آن زندگي غفلت آلود كه دنيا و عاشق ناز پرورده&zwnj;اش به هم لبخند مي&zwnj;زنند &zwnj;ناگهان روزگار با خار جان گزايش او را مي&zwnj;گزد و در گردش روزان و شبان نيروهايش را در هم مي&zwnj;شكند و هيولاي مرگ از نزديك بر او خيره مي&zwnj;شود." قرآن &zwnj;ضمن &zwnj;بيان &zwnj;عذاب&zwnj;هاي &zwnj;دوزخيان &zwnj;مي &zwnj;فرمايد: ذلکم بما کنتم تفرحون في الأرض بغير الحق و بما کنتم تفرحون، غافر / 75. "اين&zwnj;به&zwnj;خاطر آن&zwnj;است&zwnj; كه &zwnj;به &zwnj;ناحق &zwnj;در زمين &zwnj;شادي&zwnj; مي&zwnj; كرديد و از روي&zwnj;غرور و مستي&zwnj;به&zwnj;خوشحالي&zwnj;مي&zwnj;پرداختيد" جالب &zwnj;اين &zwnj;كه &zwnj;در آخر آيه &zwnj;مي&zwnj;فرمايد: (بما كنتم&zwnj;تفرحون) كه &zwnj;به &zwnj;معناي&zwnj;شادي &zwnj;به &zwnj;خاطر مطالب &zwnj;بي&zwnj;اساس&zwnj;يا شدّت&zwnj;فرح&zwnj; آمده&zwnj;است&zwnj;و شدتّ فرح&zwnj; معمولاً از گناه&zwnj;و فساد سر در مي&zwnj;آورد. بعضي&zwnj;از شادي&zwnj;ها به &zwnj;جهت &zwnj;همراه&zwnj; بودن &zwnj;با فساد و گناه، سرانجام&zwnj; به&zwnj; ذلّت&zwnj;و رسوايي &zwnj;شخص&zwnj;مي&zwnj;انجامد. حضرت علي (ع) مي&not;فرمايد: &laquo;من تلذذ بمعاصي الله اورثه الله ذلُاً&raquo; کسي که از گناهان معاصي لذت ببرد خدا او را ذليل خواهد نمود. همچنين شادي قارون به خاطر مال و ثروت زياد که در قرآن به آن اشاره شده از نوع مذموم آن شمرده شده است.عوامل شادي حتما تا به حال پس از شرکت در جشني مورد اين سوال اطرافيان خود قرار گرفته ايد که آيا خوش گذشت؟  چه معيارهايي را براي پاسخ به اين سوال در نظر گرفته ايد؟خوشي از نظر شما چيست؟البته بسته به سن و فرهنگ افراد اين سوال ممکن است جوابهاي گوناگوني داشته باشد ولي در کل چند مورد مشترک هستند: پذيرايي خوب با انواع غذاها،رقص و موسيقي، بودن درکنار دوستان و فاميل و خوش و بش با آنها.شايد تعدادعواملي که امروزه باعث شادي ما مي شوند از انگشتان دست هم فرا تر نرود و اين به خاطر نوع نگاه ما و محدود کردن آن به چند عامل مادي زود گذرو جهل ما نسبت به اصل شادي است. دراکثر کتابها و مقالات روانشناسي پيرامون شادي اين چند منبع را مکررا به عنوان عواملي که منجر به شادي مي شوند ذکر کرده اند:خوردن، فعاليت هاي اجتماعي، رابطه جنسي، ورزش، موفقيت و تاييد اجتماعي، استفاده از مهارتها محيط و آب و هوا، تفريح و استراحت. اسلام تمام اين موارد را به عنوان منابعي که به شادي البته از نوع زودگذر آن منتج مي شود قبول دارد و پيرامون هر کدام دستوراتي نغز دارد و آنها را تحت کنترل دين در آورده است. اکثر ما انسانها کم و بيش از همه اين موارد در زندگي خويش برخورداريم ولي باز هم خلا نشاط و سرور دروني را احساس مي کنيم.در اينجاست که دين اهميت خود را نمايان مي کند. اسلام علاوه بر اينها موارد ديگري را که منجر به شادي و نشاط دروني و ماندگار تر مي شود ذکر کرده است.من جمله:1- ايمان الا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ(سوره يونس آيه 62) "بدانيد به درستيكه براولياي خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى&rlm;شوند.2- احياي حق و از بين بردن باطل امام علي عليه السلام در نامه خود به عبدالله بن عباس مي نويسد: پس بهترين چيزنزد تو در دنيا رسيدن به لذتها يا گرفتن انتقام نباشد بلکه هدف تو خاموش کردن باطل يا زنده کردن حق باشد. 3- پرهيز از گناه "هر روزي که در آن گناه نشود عيد است"امام صادق عليه السلام 4- شاد کردن ديگران امام علي عليه السلام در اين باره فرمودند:اي کميل خانواده ات را فرمان ده که روزها را در به دست آوردن بزرگواري و شبها را در رفع نياز خفتگان بکوشند.سوگند به خدايي که تمام صدا ها را مي شنود هر کس دلي را شاد کند خداوند از آن شادي لطفي براي او قرار دهد که به هنگام مصيبت چون آب زلالي بر او باريدن گرفته و تلخي مصيبت را بزدايد چنان که شتر غريبه را از چراگاه دور سازند"(نهج البلاغه-حکمت 257) 5- شادي به وقت اطاعت از خدا "شادي مومن به طاعت پروردگارش و غمش برگناه و عصيان اوست"امام علي عليه السلام(غررالحکم ودررالکلم ج 4ص ).6- گره گشايي امام کاظم عليه السلام در اين باره مي فرمايند:"به درستي که زير عرش سايه اي است که ساکن نمي شود در آن مگر کسي که کار خيري را براي برادر ديني اش انجام دهد يا گرفتاري او را رفع و يا قلبش را شاد نمايد."(بحارالانوار ج11) 7- شادي در روزهاي فرح معصومان و اعياد اسلامي در اين باره امام رضا عليه السلام به ربان بن شبيب مي فرمايند:"اگر دوست داري به درجات عالي بهشت با ما باشي به حزن ما محزون و به شادي ما شاد باش."(بحارالانوارج44ص286).علاوه بر اين موارد اسلام استفاده از بوي خوش، پوشيدن لباسهاي پاکيزه، تميز و مرتب بودن، مسواک زدن و بسياري ازعوامل ديگر را در شاد بودن موثر مي داند. برای شاد بودن انجام بعضی کارها ضروری است از جمله:1- در زندگی هدف مثبت و دست یافتنی را دنبال کنید.2- نظم و انضباط در کار و زندگی داشته باشید.3- نیمه پر لیوان را ببینید و دائماً نعمت هایی که دارید برای خود مرور کنید.4- با افراد خوب، موفق و با نشاط ارتباط برقرار کنید.5- با جسم خود به مهربانی رفتار کنید، ورزش کنید و تفریح داشته باشید.6- از خوبی های دیگران قدردانی کنید.7 - ارزش های خود را بشناسید و به راحتی آنها را فراموش نکنید. 8- قدر زمان حال را بدانید و شادی خود را موکول به آینده و رسیدن به خواسته هایتان نکنید.اگر قرار داد شادی شما موکول به دستیابی به اهداف تان باشد در صورت نرسیدن به آن هدف، شادی را تجربه نخواهید کرد. پس هم اکنون با همین امکاناتی که دارید شاد باشید.9- فعالیت مثبتی برای خود تعریف کنید تا احساس مفید بودن داشته باشید.10- خاطرات شیرین و رویدادهای خوش زندگی تان را برای خود و دوستانتان تعریف کنید.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته الاحقر سمیع الله مردان13:10:16]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خوب زندگی کردن یک هــنر است</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/خوب-زندگی-کردن-یک-هــنر-است</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/خوب-زندگی-کردن-یک-هــنر-است</guid>

<description><![CDATA[
نکاتی ساده که ساده از کنارشان می گذریم و شاید امروز شعار به حساب بیاید:
با صبر و شکیبایی در راهی که می روید تلاش کنیدو طرح های نو از خود و
دیگران را برای رسیدن به هدفی شکوفا و پویا به کار گیرید نگذارید در این راه هیچ مانعی شما را متزلزل کند. به پیشرفت خود فکر کنید و بدانید این شما هستید که می توانید این کار ناممکن را ممکن کنید.
سختی هر کاری اول آن است همین که شروع کردیم دیگر سخت نیست.از این به بعد ادامه ی آن است شما چه شروع کنید و چه شروع نکنید از سختی های زندگی نمی توانید بکاهید بلکه شما خود را آماده می کنید که چگونه سختی ها شما را شکست ندهند و شما چگونه با آنها کنار بیاید. کنارآمدن با سختی ها یعنی آنها را کنار زدن.
اگر شما از تجربیات خود استفاده کردید آدم عاقلی هستید و اگر این فرصت را به دیگران دادید که از تجربیات شما استفاده کنند آدم از خودگذشته ای هستید و اگرنه از تجربیات خود استفاده کردید و نه گذاشته اید دیگران از تجربیات شما استفاده کنند حماقت کرده اید.
بیشترین ناکامی ها در زندگی نداشتن یک هدف مشخص است.
افرادی که در زندگی راه های مختلف را امتحان می کنند و شکست می خورند یکی از دلایل شکستشان این است که خود نمی دانند از زندگی چه می خواهند . مشکلات را یا نمی بینند و یا نمی دانند چگونه مشکلاتت را باید از سر راه کنار گذاشت.
&nbsp;اینگونه نیست که به گذشته ی خود فکر نکنید ولی بیشتر زندگی شما در آینده خلاصه می شود بنابراین برای آینده نقشه بکشید و با موانع به طور منطقی برخورد کنید&nbsp; وبه جلو پیش بروید.
برای شناخت هرکس باید ببینیم او بیشتر به چیزی توجه دارد و چه چیزی برایش مهم است و کدام موضوعات را بیشتر در ذهن خود پرورش می دهد.
از کتاب خوب زندگی کردن یک هنر است ِ مجید زرافشان خراسانی&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سلامت به معني رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي است</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/سلامت-به-معني-رفاه-كامل-جسمي-رواني-و-اجتماعي-است</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/سلامت-به-معني-رفاه-كامل-جسمي-رواني-و-اجتماعي-است</guid>

<description><![CDATA[
به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان فارس، محمد مهدي اصفهاني امروز در همايش مقدمه&zwnj;اي بر سلامت معنوي كه در فرهنگستان علوم پزشكي ايران برگزار شد افزود: اگر چه در ديرباز در فرهنگها و زمان&zwnj;ها و سرزمين&zwnj;هاي مختلف تعاريف گوناگون و قالبا به هم نزديكي از سلامت بيان شده اما به هر حال تعريفي كه سازمان جهاني بهداشت در ماده 2 اساسنامه خود از سلامت ارائه كرده است دست كم حدود 50 سال تقريبا به عنوان تعريفي بلامنازع مورد پذيرش اكثريت جوامع علمي و نظام&zwnj;هاي حكومتي بوده است. 
بقیه در ادامه مطلب&nbsp;&nbsp;.........................
به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان فارس، محمد مهدي اصفهاني امروز در همايش مقدمه&zwnj;اي بر سلامت معنوي كه در فرهنگستان علوم پزشكي ايران برگزار شد افزود: اگر چه در ديرباز در فرهنگها و زمان&zwnj;ها و سرزمين&zwnj;هاي مختلف تعاريف گوناگون و قالبا به هم نزديكي از سلامت بيان شده اما به هر حال تعريفي كه سازمان جهاني بهداشت در ماده 2 اساسنامه خود از سلامت ارائه كرده است دست كم حدود 50 سال تقريبا به عنوان تعريفي بلامنازع مورد پذيرش اكثريت جوامع علمي و نظام&zwnj;هاي حكومتي بوده است. وي گفت: عنوان كردن و پذيرش بعد معنوي سلامت توسط سازمان جهاني مذكور انعطاف مهم و تصحيح شايسته&zwnj;اي از تأليف مورد اشاره البته با فاصله زماني نيم قرن شناخته مي&zwnj;شود. عضو گروه علمي اخلاق پزشكي و زيستي فرهنگستان علوم پزشكي ايران افزود: موضوعي كه جاي بحث جدي دارد اين است كه بدانيم سلامت معنوي به چه معناست و شايد رسيدن به تعريف مشترك و مورد قبول همگان كاري دست نيافتني و دشوار باشد البته به نظر مي&zwnj;رسد با توافق بر سر برخي تعاريف پايه&zwnj;اي و بنيادي حتي اگر دستيابي به تعريف مشترك مقبول وارد نشود همين كار زمينه&zwnj;ساز برنامه&zwnj;ريزي&zwnj;هاي بازنگري شده در زمينه تأمين، حفظ و ارتقاء سلامت در جوامع مختلف به ويژه در مرز جوامع معتقد وجود خداوند خواهد بود. اصفهاني گفت: مفهوم و تعريف سلامت از چند ديدگاه مورد بحث است و نگاه به اين تعاريف مي&zwnj;تواند به گونه&zwnj;اي از سير تكاملي برداشت و از كلمه سلامت و ديدگاه&zwnj;هاي مختلفي كه در طول قرن&zwnj;ها حضور داشته&zwnj; است حكايت كند. وي افزود: بقراط تعادل ميان اخلاط اربعه (بلغم، صفرا، سودا و دم) و اخلاص نيز گاهي همانند او و گاهي نيز تعادل ميان كيفيات فاعه و منفعله (گرمي ، سردي، خشكي و تري) تأكيد كرده است. اصفهاني اضافه كرد: مفهوم تعادل در وظايف اعضاء مختلف جسمي و رواني بدن انسان در تعاملات اجتماعي و ضروريت انعطاف&zwnj;پذيري در تعاريف اعتدال و ملحوظ داشتن نقش عادات و پرهيز عادات و پرهيز از ناديده گرفتن تفاوت&zwnj;هاي فردي بر جنبه وجودي سلامت بر عدم بيماري اشاره كرد. وي اضافه كرد: گرچه در سالهاي اخير به گونه&zwnj;اي افراط&zwnj;آميز كلمه سلامت را تا حد امكان از به كارگيري منطقي كلمه زيبا و رساي بهداشت پرهيز مي&zwnj;كردند اما حقيقت اين است كه بهداشت معادل سلامت نيست بلكه تأمين سلامت است و سلامت عبارت از رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه فقط نبودن بيماري و معلوليت است. عضو گروه علمي اخلاق پزشكي و زيستي فرهنگستان علوم پزشكي ايران گفت: ويژگي&zwnj;هاي انسان در قرآن كريم را مي&zwnj;توان غايت مقصود آفرينش انسان كامل است انسان هم به لحاظ جسماني و هم به لحاظ معنوي در مسير تكامل تدريجي است. انسان خليفة&zwnj;الله است، امانتدار و مسئوليت&zwnj;پذير است. پرستش بنيادي&zwnj;ترين نياز انسان است و وجود او تركيبي از طبيعت و ماورء&zwnj;الطبيعت است يعني هم صفات حيواتي و هم صفات ملكوتي دارد و در زمينه صفات حيواني راه اعتدال را بايد پيش گيرد. اصفهاني گفت: براي رسيدن به تعريفي از سلامت معنوي و حتي جنبه معنوي سلامت ناگزير بايد به بازشناسي مفاهيمي مانند حياة&zwnj;الطيبه و قلب سليم روي آوريم كه حياة&zwnj;الطيبه تنها بر سايه ايمان و عمل صالح تأمين مي&zwnj;شود و قلب سليم كه ضامن سلامت در جهان آخرت قلب خالي از هر گونه بيماري روحي و اخلاقي است و حرف اول و آخر آن خدا و تبعيت از دستورات الهي است. عضو گروه علمي اخلاق پزشكي و زيستي فرهنگستان علوم پزشكي ايران اضافه كرد: آيات قرآني به عنوان شفا براي اهل ايمان و اعتقاد معرفي شده است و شفا يافتن ثمره دريافت موفق بيماري&zwnj;ها و رحمت فراتر از آن هماهنگ و همسو با ارتقاء سلامت است. اصفهاني گفت: قرآن كريم وعده مي&zwnj;دهد كه راهنماي دستيابي به سلامت را به پيروان راستين خود نشان دهد و به نظر مي&zwnj;رسد كه تفاوت&zwnj;هاي اندكي در ميان كلامت استخدام شده در آموزه&zwnj;هاي قراني اديه و روايات تحت عنوانيني مانند صحت، سلامت، عافيت و امنيت باشد اما در هر حال زير ساخت همه اين معاني امنيت است امنيت از بيماري&zwnj;ها و ناهنجاري&zwnj;ها، امنيت در برابر گناه و عقوبات آن و امنيت در برابر هر ناخوشايندي كه جان و هستي و پيش&zwnj;نيازهاي يك زندگي مورد هدايت را به مخاطره مي&zwnj;افكند كه مي&zwnj;توان به فقر، ترس، اضطراب و نااميدي اشاره كرد. اصفهاني افزود: عافيت خواستن درخواست همه جانبه جسمي، اجتماعي، رواني، دنيوي و اخروي است .
منبع : فارس نیوز -&nbsp; fars news
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سه اصل سلامت روان</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/سه-اصل-سلامت-روان</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/سه-اصل-سلامت-روان</guid>

<description><![CDATA[
سازمان جهانی بهداشت که هدف خود را دستیابی به عالی&zwnj;ترین سطح ممکن بهداشت برای همه مردم تعیین کرده، در اساسنامه خود در تعریف سلامت می&zwnj;گوید: &laquo;منظور از سلامت، حالت رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است، نه صرفا فقدان بیماری یا علیلی.&raquo;
&nbsp;
بر اساس این تعریف، فردی دارای سلامت روان است که: &laquo;توانمندی&zwnj;های خود را بشناسد و توانایی مقابله با استرس&zwnj;های روزمره را داشته باشد و به شکل مفید و موثری در جامعه مشارکت و فعالیت داشته باشد
&nbsp;
&nbsp;
هرچند بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، منظور از سلامت فقط بیمار نبودن نیست، اما هیچ راهکاری درباره اینکه چگونه می توان در تمام زمینه&zwnj;های جسمانی، روانی و اجتماعی رفاه را به دست آورد، ارائه نشده است.
&nbsp;
بقیه در ادامه مطلب
&nbsp;
البته پژوهشگران و محققان در هر دو میدان؛ یعنی بهداشت جسم و بهداشت روان، گام&zwnj;های جدی برداشته&zwnj;اند .
بروز احساسات باید به&zwnj;گونه&zwnj;ای باشد که از یک طرف فرد نخواهد احساس&zwnj;هایش را سرکوب کند و از طرف دیگر، مهارگسیخته آنها را بروز ندهد
اگر بخواهیم تعریفی سخت&zwnj;گیرانه برای روان سالم مطرح کنیم باید فردی را در نظر بگیریم که از هر نظر هیچ&zwnj;گونه مشکلی نداشته باشد و در شرایطی هم که در معرض استرس&zwnj;های گوناگون قرار می&zwnj;گیرد حتی به&zwnj;طور موقت، دچار مشکل نشود.
&nbsp;
چنین افرادی علاوه بر اینکه از کیفیت زندگی خوبی برخوردارند و به خوبی زندگی می&zwnj;کنند، باید به سایر افراد در داشتن زندگی خوب کمک &zwnj;کنند، در حالی که در جامعه امروزی، کمتر کسی را می&zwnj;توان یافت که با این تعریف، روان سالمی داشته باشد.
&nbsp;
بیشتر افراد در برخورد با مسایل روزمره زندگی، علاوه بر اینکه مشکلاتی با شدت&zwnj;های مختلف را تجربه می&zwnj;کنند، دچار استرس&zwnj; نیز می&zwnj;شوند. برخی از این مشکلات، زودگذر هستند و برخی نقشی ماندگارتر دارند.
&nbsp;
اول، آرامش
بدون تردید آرامش اولین شرط روان سالم است و در سایه آن می&zwnj;توان به شکل متعادلی به سایر امور زندگی و پیشرفت هم رسید. البته منظور از آرامش، آرامش نسبی و نداشتن دغدغه&zwnj;های متعدد و گاه فلج&zwnj;کننده است.
&nbsp;
البته در دنیای امروز، هیچ&zwnj;کس بدون دغدغه و گرفتاری نیست، اما نکته مهم این است که فرد بتواند به درستی شرایط را ارزیابی و برای رفع و کاهش این نگرانی&zwnj;ها اقدام کند و در صورتی هم که مشکلات قابل&zwnj; حل نیستند به&zwnj;گونه&zwnj;ای با آنها کنار بیاید، نه اینکه گرفتاری&zwnj;ها، عملکرد و زندگی او را تحت&zwnj;تاثیر قرار دهند و باعث سلب آرامش از او شوند.
&nbsp;
دوم، مدیریت هیجان
از دیگر ویژگی&zwnj;های مهم سلامت روان، توانایی کنترل و بروز مناسب احساسات و هیجان&zwnj;ها است. بروز احساسات باید به&zwnj;گونه&zwnj;ای باشد که از یک طرف فرد نخواهد احساس&zwnj;هایش را سرکوب کند و از طرف دیگر، مهارگسیخته آنها را بروز ندهد.
&nbsp;
همچنین انتظار می&zwnj;رود ذهن سالم بتواند محیط پیرامون خود را به&zwnj;درستی ادراک کند. انسان به کمک حواس پنجگانه، جهان را درک می&zwnj;کند، درکی که با واقعیت بیرونی هماهنگ است؛ چیزی نه بیشتر و نه کمتر از آن.
&nbsp;
ممکن است تعجب کنید و بپرسید مگر ممکن است ادراک&zwnj;ها با واقعیت همخوان نباشند؟ بله! در برخی شرایط بیمارگونه، ممکن است فرد درکی درست از عالم خارج نداشته باشد، برای مثال صدایی بشنود یا چیزی ببیند که وجود خارجی ندارد.
البته این موضوع در صورتی غیرطبیعی خواهد بود که این مساله تکرار شود و بیش از یکی، دو بار اتفاق بیفتد.
بررسی رفتار، عینی&zwnj;ترین روشی است که با ارزیابی آن می&zwnj;توان درباره سلامت روان افراد اظهارنظر کرد
سوم، شناخت
یکی دیگر از خصوصیات ذهن سالم، شناخت است. منظور از شناخت، مجموعه&zwnj;ای از توانایی&zwnj;های مغز شامل هوشیاری، توجه و تمرکز، حافظه، زبان و... است که هر فردی با توجه به شرایط خود از آن بهره&zwnj;مند است. سالم بودن این توانایی&zwnj;ها تامین&zwnj;کننده و نشانگر بخشی از سلامت روان ما هستند.
&nbsp;
شاید در این نوشته همه خصوصیات یک روان سالم بیان نشده باشد، اما به بخشی از مهم&zwnj;ترین خصوصیات آن اشاره شده است.
&nbsp;
همه توانایی&zwnj;ها و خصوصیات گفته شده خود را به صورت یک نماد بیرونی و عینی بروز می&zwnj;دهند که آن &laquo;رفتار&raquo; است.
&nbsp;
بررسی رفتار، عینی&zwnj;ترین روشی است که با ارزیابی آن می&zwnj;توان درباره سلامت روان افراد اظهارنظر کرد. بنابراین داشتن رفتاری متناسب با شرایط پیرامونی از اصلی&zwnj;ترین خصوصیت&zwnj;های نشانگر سلامت روانی افراد است.
&nbsp;
شاید به همین دلیل است که علوم رفتاری همواره در کنار روان&zwnj;پزشکی و سلامت روان به عنوان علمی ذکر می&zwnj;شود که تلاش می&zwnj;کند با شناخت بهتر ذهن و مغز به سمت بهبود کیفیت زندگی و ارتقای سلامت حرکت کند]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چهل روش برای داشتن شادابی و افزایش نشاط</title>
<link>https://salamat82.loxblog.com/چهل-روش-برای-داشتن-شادابی-و-افزایش-نشاط</link>
<guid>https://salamat82.loxblog.com/چهل-روش-برای-داشتن-شادابی-و-افزایش-نشاط</guid>

<description><![CDATA[
اگر زندگی شما یک نواخت کسل کننده و خالی از انرژی است
رعایت نکات زیر زیر می تواند به پویایی شما کمک کند.
&nbsp;
بقیه در ادامه مطلب ...........
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
۱- روزانه ۱۰ تا ۳۰ دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.
&nbsp;
۲- حداقل ۱۰ دقیقه در روز با خود خلوت کنید، در صورت نیاز از قفل در غافل نشوید.
&nbsp;
۳- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.
&nbsp;
۴- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: &laquo; امروز قصد دارم&hellip;.&raquo;
&nbsp;
۵- با سه E&nbsp; زندگی کنید؛ Energy&nbsp; (انرژی)، Enthusiasm&nbsp; (شوق)، Empathy&nbsp; (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه F&nbsp; یعنی Faith&nbsp; (ایمان)، Family&nbsp; (خانواده) و Friends (دوستان).
&nbsp;
۶- امسال بیشتر از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.
&nbsp;
۷- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.
&nbsp;
۸- با افراد بالای ۷۰ و زیر ۶ سال اوقات بیشتری صرف کنید. ۹- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید. ۱۰- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر. ۱۱- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید ۱۲- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید. ۱۳- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود. ۱۴- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید. ۱۵- این را درک کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند. ۱۶- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد. ۱۷- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت. ۱۸- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست. ۱۹- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم. ۲۰- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند. ۲۱- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. با مخالفتها موافقت کنید. ۲۲- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اکنونتان را خراب نخواهید کرد. ۲۳- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید. ۲۴- از شمع هایتان استفاده کنید، خوشگل ترین ملافه تان را کنار نگذارید، برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز همان روز بخصوص است. ۲۵- جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست. ۲۶- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: &laquo;آیا تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟&raquo; ۲۷- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید. ۲۸- افکار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند. ۲۹- زمان حلال همه مشکلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان. ۳۰- یک موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند. ۳۱- زمان بیماری، این شغل نیست که به دردتان می رسد، دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشید. ۳۲- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص شوید. ۳۳- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید. ۳۴- بهترینها هنوز در راه اند. ۳۵- هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیک کنید و بزنید بیرون. ۳۶- کار درست را انجام دهید! ۳۷- گاه با خانواده در تماس باشید. ۳۸- شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: &laquo;به خاطر&hellip; ممنونم.&raquo; &laquo;امروز به &hellip; دست یافتم.&raquo; ۳۹- یادتان باشد، برکتهای زندگی آنقدر هست که استرس و نگرانی را بدان راهی نباشد. ۴۰- از سفر لذت ببر. یادت باشد که این دیزنی ورلد Disney World&nbsp; نیست و تو هم در پی یک گشت و گذار کوتاه نیستی. بهترین استفاده را از آن کنید و از سفرتان لذت ببرید.(میتوانید به سایت راد اس&nbsp; ام اس دات کام هم یه سری بزنید !)
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 23:16:07 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

