بسم الله الرحمن الرحیم
شادی و نشاط چیست؟
شادی و نشاط نیاز طبیعی انسان است و در همه افراد وجود دارد و باید به درستی به آن پاسخ داده شود استاد مطهری ، نیاز به شادی و نشاط را مانند نیاز به غذا می داند که ضرورتی اساسی برای ادامه حیات و سلامت جسم و روان انسان است . روانشناسان علاقمند به مطالعه در حوزه شادی و شادابی ، بر شیوه های مثبت زندگی کردن و از جمله بر قضاوت های شناختی و ادراکی ما درباره آسایش متمرکز شده اند . به عبارت دیگر می خواهند بدانند چه چیزی انسان را شاد می کند و تعریف و درک ما از شادی و شادابی چیست ؟ به عنوان مثال : آیا پول و ثروت کلید شادی و شادمانی است و آدم های ثروتمند از آدام هایی که زندگی آنان تامین نیست شادترند ؟ شاید کسانی که دچار مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند بر این باور باشند که افراد ثروتمند حتما از زندگی شادمانه تری برخوردارند این افراد اگر معتقدند که پول شادی می آورد در این باور خود تجدید نظر کنند.
بقیه در ادامه مطلب ...............
شادی و نشاط چیست؟
شادی و نشاط نیاز طبیعی انسان است و در همه افراد وجود دارد و باید به درستی به آن پاسخ داده شود استاد مطهری ، نیاز به شادی و نشاط را مانند نیاز به غذا می داند که ضرورتی اساسی برای ادامه حیات و سلامت جسم و روان انسان است . روانشناسان علاقمند به مطالعه در حوزه شادی و شادابی ، بر شیوه های مثبت زندگی کردن و از جمله بر قضاوت های شناختی و ادراکی ما درباره آسایش متمرکز شده اند . به عبارت دیگر می خواهند بدانند چه چیزی انسان را شاد می کند و تعریف و درک ما از شادی و شادابی چیست ؟ به عنوان مثال : آیا پول و ثروت کلید شادی و شادمانی است و آدم های ثروتمند از آدام هایی که زندگی آنان تامین نیست شادترند ؟ شاید کسانی که دچار مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند بر این باور باشند که افراد ثروتمند حتما از زندگی شادمانه تری برخوردارند این افراد اگر معتقدند که پول شادی می آورد در این باور خود تجدید نظر کنند.
شادی یک نوع احساس رضایتمندی است که موجب سلامتی جسم و روح انسان می شود.وقتی جسم و روح سالم باشد بی تردید عقل و خرد نیز عملکردهای سالمی را برای زندگی انسان تدارک می بیند.
باید توجه داشت که شادی و نشاط هم در بُعد فردی و هم در بُعد اجتماعی مقوله بسیار اثرگذاری است. جامعه ای که از نشاط برخوردار نباشد، جامعه ای کم تحرک، ناامید و بدون انگیزه خواهد بود و پیامدهای منفی را به دنبال خواهد داشت.
ماهیت شادی چیست؟
همه ما تاکنون در زندگي لحظات شادي را تجربه کرده ايم. ولي شايد تا به حال از چيستي آن سوال نکرده باشيم."احساسات – كه شادي-غم-خشم- نفرت و... از آن جمله است – حالتهاي انفعالي نفس، در مقابل امور بيروني است؛ انسان در مقابل چيزهاي شادي آور شاد و در مقابل چيزهاي اندوه آور غمگين ميگردد؛ از نظر لغوي شادي هم معني کلماتي چون شادماني، خوشحالي،بهج، بهجت، استبهاج، بشاشت، مسرت،.طرب، ارتياح، وجد، انبساط، سرور، فرح و سراء ميباشد.(لغتنامه دهخدا)در قرآن کريم از شادي با واژه "فرح"ياد شده و مجموعا حدود 21 بار با مفاهيم و الفاظ مختلف آمده است.
شادی از ریشه " فرح " گرفته شده ست. " فرح " عبارتست از لذت قلب و روح از رسیدن به آنچه که میل دارد.
در آیه 170 سوره مبارکه آل عمران خداوند می فرماید: «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ » ؛ به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند.
این شادمانی به خاطر فضل و بخشش الهی است که از آن به عنوان فضیلت اخلاقی یاد شده است. این نوع شادی از بهترین انواع شادی هاست.
هم چنین در سوره رعد آیه 6 خداوند می فرماید: «قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ » ؛ بگو : به فضل خدا و رحمت او شادمان شوند ، زیرا این دو از هر چه می اندوزند بهتر است .
در این آیه خداوند خطاب به بنده اش، تأکید می کند که شاد باش! مفهوم شادی مجموعاً 25 بار با الفاظ مختلف در قرآن آمده است.
روان شناس برجسته، ديويد مايرز، نويسنده كتاب «به دنبال شادكامى؛ چه كسى شاد است و چرا؟»، شادى را چنين تعريف مى كند:"حس خوشى؛ احساس اينكه زندگى، در كل به خوبى و خوشى ادامه مى يابد.""بر اساس تحقيقات روانشناسي عنصر شادي و رضايت مندي امري شخصي ـ تربيتي و به عبارتي اکتسابي است .
بسیاری از مردم در قبال چنین پرسشی، آن را یكسره در گرو «تملك»، «داشتن» و «برخورداری» میدانند. اگرچه دراین پاسخ حقیقتی نهفته است اما بیتردید این همه حقیقت نیست. پژوهشهای روانشناسی امروزه ثابت كردهاند كه برخورداری از عنصر «شادی و رضایتمندی» بیش از هرچیز امری شخصی، تربیتی و به عبارتی (اكتسابی) است و این خط بطلانی است بر باورهای رایج كه شاد زیستن و رضایت خاطر از «بودن» را صرفاً درگرو «هرچه بیشتر داشتنِ» عناصری میدانند كه مستقل از فردیت، هویت و كیفیتهای روانی آدمها است. مثبت اندیشی و شاد بودن، نوعی شیوه تفكر و شیوه زندگی است؛ بنابراین میتوان انتخاب كرد...
شادی و نشاط فردی و اجتماعی
دين مبین اسلام براي بشر شادي را به ارمغان آورده است.
این دين هم بشر را با شادي واقعي آشنا كرده و هم راه رسيدن به آن و بهرهمندي كامل از آن را پيش روي او نهاده است.
خواندن دعايي با شور و حال و نمازي با حضور قلب، نجوايي شبانه و زمزمهاي عاشقانه، كمك به انساني افتاده، نوازش يتيمي غمگين، سير كردن گرسنهاي بينوا، زيارت بارگاه انساني پاك، ديدار وابستگان و گفتوگو با دوستي صميمي كه همگي از سفارشهاي دين و تعاليم پرمحتواي آن است، همان سرور و نشاطي را به دنبال دارد كه ديدن بهار طربانگيز و صبح پرلطافت و قطرهاي شبنم بر رخسار گل سرخ و زمزمه جويبار و وزش نسيم روح فزا.
هر دو نوع شادي برگرفته از يك حقيقت و هر دو جلوهاي از زيبايي وعظمت و كمال خداوند بزرگ و كريم است. نگاهي گذرا به تعاليم ديني نشان ميدهد، شادي و سرزندگي از آثار ايمان مذهبي است؛ چرا كه مذهب بر زمينههاي پيدايش شادي سفارش كرده و نشانههايش را ستوده است. نداشتن نگراني و اضطراب و غم و اندوه و رسيدن به اطمينان قلبي اساس هر نوع شادي است و اين ممكن نيست مگر با ايمان به قدرت مطلقي كه سرچشمه همه نيكيها است. به همين دليل، عميقترين و عاليترين شاديها و سرورها از آنِ مردان پاك سيرت و آشنا با خداوند است. در حديثي از پيامبر(ص) ميخوانيم: «ركعتان في جوف الليل أحب اليّ من الدنيا و مافيها ؛ دو ركعت نماز در دل شب نزد من از دنيا و آنچه در آن است، ارزندهتر و دوست داشتنيتر است.»
حضرت صادق(ع) ميفرمايد: اگر مردم از فضيلت شناخت خداوند متعال آگاه بودند، چشمان خود را به بهرههاي مادي كه خداوند به دشمنانش بخشيده نميدوختند و دنياي آنها در نظرشان از چيزي كه زير پالگد ميكنند، بيارزشتر بود و از شناخت خداوند چنان لذت ميبردند كه گويا پيوسته در باغهاي بهشت با دوستان خدا، همنشين و همراهند.
در دين اسلام دستورهاي فراواني كه زمينهساز شادي و سرور است وارد شده است: مانند سفارش به حسن خلق و گشادهرويي و ديدار برادران ايماني با روي گشاده و چهره شكفته و تلاش براي شادي كردن مؤمنان؛ چنان كه در روايت آمده است.«الق اخاك بوجه منبسط »؛ با رويي گشاده با برادران ملاقات كن.
ايما مسلم لقي مسلماً فسره، سرّه الله عزوجل ؛ هر مسلماني كه مسلماني را ببيند و او را مسرور كند، خداوند را شاد كرده است.»
در بهشت خانهاي است به نام خانه شادي، تنها كسي كه يتيمان و بچهها را خوشحال كند به آن داخل ميشود.
بوي خوش عامل مهم شادماني است و متقابلاً بوي بد عامل نااميدي و افسردگي؛ در روايات اسلامي توجه ويژهاي به استفاده از عطريات و بوي خوش شده است و خوشبو بودن از ويژگيهاي پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله - و از سنتهاي آن حضرت شمرده شده است؛ حضرت صادق - عليه السلام - ميفرمايد: رسول خدا - صلي الله عليه و آله - براي بوي خوش بيشتر از خوراك خرج ميكرد.
رنگ روشن شادي آفرين است؛ در دين نيز به پوشيدن لباسهاي روشن و به ويژه سفيد، توجه زيادي شده است؛ در حال نماز بر پوشيدن لباس سفيد تأكيد شده و پوشيدن لباس سياه در اين حال مكروه شمرده شده است؛ در حديثي از پيامبر بزرگ اسلام(ص) آمده است: « لبسوا البياض فأنهما اطيب و اطهر و كفنوا فيها موتاكم ؛ لباسهاي سفيد بپوشيد، چون بهتر و پاكتر است و مردگان خود را در آنها كفن كنيد.»
در اسلام آراستگي ظاهري امتيازي براي فرد و يكي از نشانههاي ايمان شمرده شده است. هر مسلمان مؤمني از كودكي با حديث « النظافة من الايمان » آشنا است؛ نقش آراستگي ظاهر در آرامش و نشاط روحي و ايجاد شادي و انبساط فردي و اجتماعي انكارناپذير است:
كار جوهر آدمي و نشانه حيات او است، انسان تنبل، بهرهاش از زندگي اندك و سلامتياش در معرض خطر و شادابياش برباد است. كار و تلاش از انحرافات و لغزشها جلوگيري ميكند؛ زمينه بسياري از مفاسد اخلاقي و اجتماعي را از بين ميبرد و بر سرزندگي و نشاط ميافزايد. در روايات اسلامي به حدي بر اهميت كار وتلاش در راه كسب روزي حلال و تأمين هزينههاي زندگي تأكيد شده كه انسان غرق در شگفتي و حيرت ميشود. حضرت صادق(ع) در روايتي ميفرمايد: فرد زحمتكش كه براي رفاه خانوادهاش ميكوشد، همانند مجاهد در راه خدا است.
سير و سفر در شهرها وسرزمينهاي مختلف و گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظرههاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملتها، گذشته از فايدههاي فراوان مادي و معنوي، آدمي را از افسردگي ميرهاند و به سلامتي جسم و روان و ايجاد شادابي كمك شاياني ميكند. از اين رو، دين مقدس اسلام مردم را بسيار بدان سفارش كرده است و تعبير « سيروا في الارض » را در آيات متعددي از قرآن ميتوان يافت .
توصيه به شركت در مجالس شادي مثل مجالس عروسي و وليمه و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند وخريد خانه و برگشت از حج و زيارت. كه هدف از از آنها ايجاد انس و الفت و صفا بين مؤمنان و شاد و مسرور ساختن آنها است، گواه اهميت دادن دين مبين به مقوله شادي وسرور است. سفارش به پوشيدن لباسهاي نيكو و زيبا و زينت كردن و معطر بودن و شادي كردن و شاد ساختن يكديگر در اعياد اسلامي، به ويژه عيد سعيد غدير و تأكيد بر صله ارحام و اطعام دادن و دست دادن و مصافحه با مؤمنان و زيارت آنها و تبسم كردن به روي آنها و هديه دادن به آنها، شاهد ديگري بر توجه اسلام به اين امر است.
بايد دانست شادماني تنها در لذتهاي مادي گذرا خلاصه نميشود. شادماني واقعي در نزديك شدن به هدف والاي آفرينش و آراسته شدن به خصلتها و خويهاي انساني و الاهي است. به گفته ارسطو: «شادماني عبارت است از پروراندن عاليترين صفات و خصايص انساني.» بنابراين، لذت و خوشي تنها با عوامل مادي به دست نميآيد. عوامل معنوي نيز در ايجاد شادي مؤثرند. گاهي انجام كارهايي كه عادتاً بايد لذتبخش باشند، نه تنها لذتي به انسان نميبخشد، بلكه عذاب وجدان و تشويش روحي نيز ميآورد؛ چرا كه روح و وجدان آماده لذت بردن نيستند. يك غذاي لذيذ يا رابطه جنسي و يا خانه بسيار زيبا، اگر حرام و نامشروع و غير معقول باشد، براي انسان سالم و طبيعي تلخ و ناگوار است.
پرهيز از گناه در بيشتر مواقع، پرهيز از لذتهاي مادي سطحي است؛ ولي در عين حال شادي آور است؛ زيرا روح آدمي به گونهاي است كه گاه از پرهيز و رياضت معقول سرخوش ميشود. ارضاي تمايلات به هر صورت و در هر شرايط شادي آور نيست. گاه پرهيز از لذت، لذت بخشتر از نيل به لذت است.
اگر مادري برخلاف ميل فرزند دلبندش او را از خوردن غذايي زيانبار بازداشت، آيا مانع شادماني او شده است؟
اگر پزشكي براي راحت ساختن بيماري كه غدهاي در مغز دارد، با چاقوي تيز جراحي جمجمهاش را شكافت، آن غده دردآور را بيرون آورد و او را از غم و درد جانكاه رهانيد، به او شادي نبخشيده است؟ آيا درست است بگوييم اين پزشك با شكافتن استخوان اين بيمار او را آزرده ساخته و شادماني را از او گرفته است؟
آيا منع بيمار از بعضي غذاها و كارها، محروم كردن او از سرور و شادماني است؟
آيا منع از شراب خواري كه ارزندهترين گوهر وجود آدمي يعني عقل را محجوب و پوشيده ميسازد و بزرگترين جنايتها و زشتترين كارها را آسان و زيبا جلوه ميدهد، بازداشتن انسان از شادي و شادماني است؟
آيا سفارش به دوري از تهمت و غيبت و دروغ و ريا و نگاه ناروا و رابطه ناسالم كه زمينهساز هزاران آسيب فردي و اجتماعي و بستر همه ناهنجاريهاي رواني و اجتماعي است، دور كردن انسان از شادي است؟
آيا سفارش به ارتباط با كانون عظمت و كمال يعني خداوند متعال و رسيدن به سكون و اطمينان قلب در پرتو اين ارتباط كه محور اصلي آموزههاي ديني و مذهبي است، شادي بخش نيست؟
آيا دستور به نماز و عبادت و صله رحم و انفاق به تهيدستان و گذشت و بزرگواري و كمك به برادران ديني و پيشي گرفتن در نيكي و خوبي و تقوا و پاكدامني و عفت و وقار و اخلاص در اعمال و تكبر نورزيدن و خودپسند نبودن و هزاران دستور فردي و اجتماعي و اخلاقي و اقتصادي و سياسي ديگر، زمينه ساز شادي حقيقي و راستين بشر در دنيا و آخرت نيست؟
ستودن اعمالي چون گريه از خوف خداوند و عظمت و كبرياي او و گريستن بر خطاها و گناهان و نيز گريه و سوگواري در عزاداري اولياي الهي و انسانهاي برجسته و ممتاز و سفارش به آنها، به هيچ وجه با سرزندگي و نشاط ناسازگار نيست. گريهاي كه از سر عشق به خداوند و يادآوري عظمت او باشد، پيوند با درياي بيكران همه نيكيها و زيباييها و سرچشمه همه شاديها و بهجتها است. گريستن بر مظلوميت اولياي الهي و جفايي كه بر آنان رفته است، در واقع گريستن بر پنهان شدن خورشيدهاي تابان و زندگي بخش و چيرگي ظلمت و تيرگي بر آسمان انسانيت است؛ چنين گريهاي نه تنها به افسردگي نميانجامد بلكه به گواهي تاريخ و تجربه، هماره نيروي معنوي و قدرت روحي و سرزندگي را افزايش ميدهد و پويايي و تحرك جامعه انساني را رونق ميبخشد.
جایگاه وحد و مرز شادي در اسلام
بر اساس آيات قرآني و روايات؛ شادي يکي از ويژگيهاي بارز مومنان و بهشتيان است پيامبر اسلام همواره تبسم بر لب داشتند و هيچگاه با صداي بلند و قهقه نخنديدند.نوع نگاه و طرز تلقي امروزي ما انسانها از شادي به گونه ايست که آنرا نوعي تخدير کننده براي رهايي و فراموش کردن فشارها و استرس روزانه مي دانيم.ولي از نظر اسلام اينچنين نيست شادي قلب تپنده زندگي است.امام رضا عليه السلام مي فرمايند:"اوقات روز شما 4 بخش باشد بخشي براي تامين معاش بخشي براي معاشرت با برادران مورد اعتماد و کساني که شما را به عيب هايتان واقف مي سازند و...بخشي را هم به تفريحات و لذايذ خود اختصاص دهيد و از مسرت و شادي ساعات تفريح نيرو بگيريد و از اين نيرو براي انجام وظائف استفاده کنيد.(بحارالانوار ص 321): از اين حديث مي توان به جايگاه شادي در اسلام و تاثير مثبت و مفيد آن بر ساير جنبه هاي زندگي پي برد.بر خلاف نظر عده اي که اسلام را دين غم و اندوه مي دانند اسلام دين سر زندگه وپر نشاط است و اين نشاط در پيروان راستين اين دين کاملا مشهود و هويدا است.
امروزه بعضي از مسائل غلط و نادرست چنان در زندگي ما رخنه کرده است که به يک نوع هنجار اجتماعي تبديل شده است و حتي جرات تغيير آنرا نداريم و به سادگي از کنار آنها مي گذريم.
ابراز شادي هاي ما در جشنها و مهمانيها با گناهان بزرگي چون غيبت، تمسخر، شوخي هاي رکيک، رقص و موسيقي هاي مبتذل همراه است بطوري که احساس مي کنيم اگر مجلسي بدون اينها باشد شاد نخواهد بود، در واقع به نوعي مجالس خود را دين زدايي و امروزي کرده ايم.اگر فردي جرئت کند مجلسي مطابق با معيارهاي اسلامي برگزار کند او را متحجر و عقب مانده ميدانيم.گرچه شادي از نيازهاي اوليه انسان است، هر شادماني و نشاطي مطلوب اسلام نيست.،هر کدام از اين موارد موجب غم و اندوه دروني در دنيا و حسرت و پشيماني در آخرت است. آنچه اسلام آن را شادي مي نامد و ضروري مي داند، نشاط و شادماني اي است که با رعايت آداب و موازين اسلامي و شرعي به دست آمده باشد.امام صادق عليه السلام مي فرمايند""نشاط و شادي در پرتو راضي بودن به رضاي خدا و يقين به دست مي آيد و اندوه و غم در شک و نا خوشنودي از مقدرات الهي حاصل مي شود."
. چرا بايد مقدس ترين پيوند در اسلام با رقص و آهنگهاي غربي همراه شده و عملا تداعي کننده يک باشگاه رقص اروپايي ـ آمريکايي باشد؟ اسلام که ديني همه جانبه است و هيچ موضوع و مقوله اي را مسکوت نگذاشته درباره شادي چه می فرماید. و اينکه آيا اسلام حد و مرزي را براي ابراز شادي بيان کرده يا خير؟
پاسخ :
از دير باز شادي و نشاط جايگاه ويژه اي در زندگي انسانها داشته است.در فرهنگها و اديان گوناگون جشنها و مراسم ويژه اي براي شاد کردن افراد وجود داشته.اسلام به عنوان يک دين فراگير و جامع ازاين موضوع غافل نبوده و براي نشاط پيروانش اهميت قائل شده است و مطابق با فطرت انساني آنها براي شادي و نشاط فردي، خانوادگي و اجتماعي آنان دستورات و اعياد ويژه اي در نظرگرفته است.
آيات و روايات
آيات و روايات گوناگون مبين اين مطلب مهم هستند. آنچه اسلام در تمام امور روي آن انگشت گذاشته است کرامت و فضيلت انساني است. از نظر دين مبين اسلام انسان داراي دو بعد حيواني و روحاني است. اگر در تمام جنبه هاي زندگي اقدامات و فعاليتهاي ما باعث تقويت بعد روحاني شود از نظر اسلام قابل تاييد و مقبول است و بالعکس آن نفي مي شود.
شادي پسنديده
در بسياري از موارد؛ اسلام در باره موضوعات نظر مطلق و قطعي صادر نکرده است و تنها توضيحي پيرامون چگونگي و کيفيت آنها داده است و در کل؛ احساسات به خاطر متغير بودن آن در افراد از آن دسته هستند.متغير به اين معنا که ممکن است عاملي در فردي تنها باعث خوشحالي و لبخند شود اما در ديگري از حد اعتدال خارج شده به حرکات غير معقول بينجامد که هر کس بايد اينگونه موارد را در خود شناسايي کرده و از آنها اجتناب کند. شادي در مجموع اگر کنترل شده در حد اعتدال منطقي و همراه با ياد خدا و سپاس باشد از نظر اسلام پسنديده است.آنچه آيات و روايات درباره شادي آمده است همه نوع پسنديده آنرا توصيه مي کنند .اسلام دين مرزهاست ميان حق و باطل مرز باريکي است که تشخيص آن براي عقول ناقص ما دشوار و در برخي موارد ناممکن است پس اگر علم و آگاهي ديني را در امور خود دخيل کنيم رفتارها و اعمال ما نيز از حد اعتدال و مطلوب خارج نخواهد شد.
شادي کاذب
شادي هايي که همراه با نافرماني خدا، آزار و اذيت ديگران، لهو و کارهاي بيهوده و خطر آفرين هستند در زمره شاديهاي کاذب و ناپسند قرار مي گيرند.از نظر روانشناسي لبخند و رفتار خوشايندي را که در مقابل يک مشتري يا مهمان ناخواسته از خود نمايان مي کنيم نيز کاذب به شمار مي روند.اصولا شادي هاي کاذب آني، زود گذر و با نتايج ناخوشايند همراه هستند.امير مؤمنان،حضرت علی (ع) وضعيت غفلت زدگان دنيا را كه به شاديهاي تخديري روي آورده و به آن دل خوش كردهاند،چنين توصيف ميكند: "چه بسيار تنهايي عزيز و خوش آب و رنگي كه به كام زمين فرو رفتهاند، حال آنكه در دنيا با ناز و نعمت تغذيه ميشدهاند و در دامن آبرو و شرف پرورش مييافتهاند، لحظههاي اندوهگینانهشان را با تفريح درمان ميكردند و هر گاه به مصيبتي دچار ميشدند به بي تفاوتي پناه ميبردند، تا مبادا لحظه خرمي زندگي و بازي پوچ و سرگرميشان را از دست بدهند.
آري،درست در همان گرماگرم عيش و نوش و در فضاي آن زندگي غفلت آلود كه دنيا و عاشق ناز پروردهاش به هم لبخند ميزنند ناگهان روزگار با خار جان گزايش او را ميگزد و در گردش روزان و شبان نيروهايش را در هم ميشكند و هيولاي مرگ از نزديك بر او خيره ميشود." قرآن ضمن بيان عذابهاي دوزخيان مي فرمايد: ذلکم بما کنتم تفرحون في الأرض بغير الحق و بما کنتم تفرحون، غافر / 75. "اينبهخاطر آناست كه به ناحق در زمين شادي مي كرديد و از رويغرور و مستيبهخوشحاليميپرداختيد" جالب اين كه در آخر آيه ميفرمايد: (بما كنتمتفرحون) كه به معنايشادي به خاطر مطالب بياساسيا شدّتفرح آمدهاستو شدتّ فرح معمولاً از گناهو فساد سر در ميآورد. بعضياز شاديها به جهت همراه بودن با فساد و گناه، سرانجام به ذلّتو رسوايي شخصميانجامد. حضرت علي (ع) مي¬فرمايد: «من تلذذ بمعاصي الله اورثه الله ذلُاً» کسي که از گناهان معاصي لذت ببرد خدا او را ذليل خواهد نمود. همچنين شادي قارون به خاطر مال و ثروت زياد که در قرآن به آن اشاره شده از نوع مذموم آن شمرده شده است.
عوامل شادي
حتما تا به حال پس از شرکت در جشني مورد اين سوال اطرافيان خود قرار گرفته ايد که آيا خوش گذشت؟
چه معيارهايي را براي پاسخ به اين سوال در نظر گرفته ايد؟خوشي از نظر شما چيست؟البته بسته به سن و فرهنگ افراد اين سوال ممکن است جوابهاي گوناگوني داشته باشد ولي در کل چند مورد مشترک هستند: پذيرايي خوب با انواع غذاها،رقص و موسيقي، بودن درکنار دوستان و فاميل و خوش و بش با آنها.شايد تعدادعواملي که امروزه باعث شادي ما مي شوند از انگشتان دست هم فرا تر نرود و اين به خاطر نوع نگاه ما و محدود کردن آن به چند عامل مادي زود گذرو جهل ما نسبت به اصل شادي است. دراکثر کتابها و مقالات روانشناسي پيرامون شادي اين چند منبع را مکررا به عنوان عواملي که منجر به شادي مي شوند ذکر کرده اند:
خوردن، فعاليت هاي اجتماعي، رابطه جنسي، ورزش، موفقيت و تاييد اجتماعي، استفاده از مهارتها محيط و آب و هوا، تفريح و استراحت. اسلام تمام اين موارد را به عنوان منابعي که به شادي البته از نوع زودگذر آن منتج مي شود قبول دارد و پيرامون هر کدام دستوراتي نغز دارد و آنها را تحت کنترل دين در آورده است. اکثر ما انسانها کم و بيش از همه اين موارد در زندگي خويش برخورداريم ولي باز هم خلا نشاط و سرور دروني را احساس مي کنيم.در اينجاست که دين اهميت خود را نمايان مي کند. اسلام علاوه بر اينها موارد ديگري را که منجر به شادي و نشاط دروني و ماندگار تر مي شود ذکر کرده است.من جمله:
1- ايمان الا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ(سوره يونس آيه 62) "بدانيد به درستيكه براولياي خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مىشوند.
2- احياي حق و از بين بردن باطل امام علي عليه السلام در نامه خود به عبدالله بن عباس مي نويسد: پس بهترين چيزنزد تو در دنيا رسيدن به لذتها يا گرفتن انتقام نباشد بلکه هدف تو خاموش کردن باطل يا زنده کردن حق باشد.
3- پرهيز از گناه "هر روزي که در آن گناه نشود عيد است"امام صادق عليه السلام
4- شاد کردن ديگران امام علي عليه السلام در اين باره فرمودند:اي کميل خانواده ات را فرمان ده که روزها را در به دست آوردن بزرگواري و شبها را در رفع نياز خفتگان بکوشند.سوگند به خدايي که تمام صدا ها را مي شنود هر کس دلي را شاد کند خداوند از آن شادي لطفي براي او قرار دهد که به هنگام مصيبت چون آب زلالي بر او باريدن گرفته و تلخي مصيبت را بزدايد چنان که شتر غريبه را از چراگاه دور سازند"(نهج البلاغه-حکمت 257)
5- شادي به وقت اطاعت از خدا "شادي مومن به طاعت پروردگارش و غمش برگناه و عصيان اوست"امام علي عليه السلام(غررالحکم ودررالکلم ج 4ص ).
6- گره گشايي امام کاظم عليه السلام در اين باره مي فرمايند:"به درستي که زير عرش سايه اي است که ساکن نمي شود در آن مگر کسي که کار خيري را براي برادر ديني اش انجام دهد يا گرفتاري او را رفع و يا قلبش را شاد نمايد."(بحارالانوار ج11)
7- شادي در روزهاي فرح معصومان و اعياد اسلامي در اين باره امام رضا عليه السلام به ربان بن شبيب مي فرمايند:"اگر دوست داري به درجات عالي بهشت با ما باشي به حزن ما محزون و به شادي ما شاد باش."(بحارالانوارج44ص286).
علاوه بر اين موارد اسلام استفاده از بوي خوش، پوشيدن لباسهاي پاکيزه، تميز و مرتب بودن، مسواک زدن و بسياري ازعوامل ديگر را در شاد بودن موثر مي داند.
برای شاد بودن انجام بعضی کارها ضروری است از جمله:
1- در زندگی هدف مثبت و دست یافتنی را دنبال کنید.
2- نظم و انضباط در کار و زندگی داشته باشید.
3- نیمه پر لیوان را ببینید و دائماً نعمت هایی که دارید برای خود مرور کنید.
4- با افراد خوب، موفق و با نشاط ارتباط برقرار کنید.
5- با جسم خود به مهربانی رفتار کنید، ورزش کنید و تفریح داشته باشید.
6- از خوبی های دیگران قدردانی کنید.
7 - ارزش های خود را بشناسید و به راحتی آنها را فراموش نکنید.
8- قدر زمان حال را بدانید و شادی خود را موکول به آینده و رسیدن به خواسته هایتان نکنید.
اگر قرار داد شادی شما موکول به دستیابی به اهداف تان باشد در صورت نرسیدن به آن هدف، شادی را تجربه نخواهید کرد. پس هم اکنون با همین امکاناتی که دارید شاد باشید.
9- فعالیت مثبتی برای خود تعریف کنید تا احساس مفید بودن داشته باشید.
10- خاطرات شیرین و رویدادهای خوش زندگی تان را برای خود و دوستانتان تعریف کنید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
الاحقر سمیع الله مردان13:10:16
*
