گـلدان *
گـلدان
پنج‌شنبه 24 مهر 1393 ساعت 15:20 | بازدید : 96 | نویسنده : محمّد مهدی بادفر | ( نظرات 0 )

روزی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. گلدان گرانقیمت بود، اما پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: «دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید.»

پسر گفت: «می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم.»

پدر که از این جواب پسرش شگفت‌زده شده بود پرسید: «چرا نمی‌توانی؟»

پسر گفت: «اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد.»

شاید شما هم به ساده‌لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم می‌بینیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم‌ارزش، چنان می‌چسبیم که ارزش دارایی‌های پرارزشمان را فراموش می‌کنیم و در نتیجه آنها را از دست می‌دهیم.

منبع: اين مطلب توسط ايميل يكي از دوستان ارسال شده بود.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
لینک دوستان
آرشیو مطالب
اخبار وب
*مسابقه مدرسه تا 30 مهر مهلت دارد یا مهدی ادرکنی * مسابقه وبلاگ نویسی دبستان شاهد استاد شهریار×××
آلبوم عکس وبلاگ
موتور جستجوی دانشنامه آزاد
اسلاید های متفرقه
کلیک کنید
رکورد های گینس
SERVER NOT FOUND
مطالب متفرقه
چگونه در یک شب 600 هزار نفر در آتش سوختند! + فیلم و عکس ////// ختم سوره یاسین ////// لندن//////
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران